افسوس که تا دیروز قسمتی از آخرت را می فروختیم تا دنیا رو بدست بیاریم ، وصد افسوس که امروز، از دنیامون هزینه می کنیم تا باقی مانده ی آخرتمون و هم خراب کنیم
@شــِــیـــــدآ چند شب پیش تو دفترچه خاطراتم یه سری به گذشته زدم خیلی جالب بود رسیدم به خاطرات دوران خدمت سربازی .. یه هم خدمتی داشتم خیلی شوخ طبع بود خیلی باحال بود بهش می گفتیم خی کله به زبان مازنی میشد دیوونه کله خر همیشه شب ها قبل خواب یه قابلمه بزرگ میگرفت میزاشت رو سرش دنبالمون میکرد .. کلی می خندیدیم .. ما هم کلی قابلمه و سنگ و چوب میزدیم و باهاش شوخی میکردیم .. یه بار من قابلمه و گذاشتم سرم گفتم حالا شما بزنید .. سنگ اول گوشم سوت کشید .. سنگ دوم حس کردم یه حفره ای تو سرم درست شده .. سوم و چهارمی که اومد سرم گیج میرفت .. یه دفعه بچه ها با چوب زدند واقعا سرم چرخید از چشمام اب اومد یه حس دیوونگی بهم دست داده بود .. کلی اب و شربت و چیز میز بهم دادن تا حالم اومد سر جاش .. به هم خدمتیم گفتم تو چه جوری تحمل میکنی وقتی ما سنگ میزنیم به قابلمه .. برگشت بهم گفت : دارم آزمایش میکنم ببینم بابام چه قدر تحمل داره چه قدر زجر میکشه .. گفتم چرا بابات .. گفت آخه بابام یادگار جبهه و جنگ همیشه اینطوری میشه .. بابام موجی ..بعد اون شب اسمشو گذاشتیم یادگار عشق ..#امضا #شکایت#دل
هامون جان اول خدا به تو و خانواده ات صبر بده بعد ان شا الله همه ی ما ادامه دهنده راهشون باشیم ... ان شا الله و به حق شهدا هر چه زودتر پدر بزرگوارتون سلامتی خودشون و بدست بیارن و راهنمای ما باشند ..