دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

maloo

موجيم كه اسودگي ما عدم ماست / ما زنده به انيم كه ارام نگيريم درباره »
maloo
زن
امتیاز: 1744

دنبال‌شدگان

(170 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(364 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

maloo
maloo

نفس که، آتش مي زند، ايمان را ، مي گويم " حسين(ع) "، گلستان مي شوم ... . .

( غریب )به احترام نرگس ..
( غریب )به احترام نرگس ..

های وابستگی‌های تن آلودگی بس؛ رؤیاهایم آسایش می‌طلبند دمی!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
maloo
maloo

کاش باور داشتی سنگ نیستم............برایت نقش سنگ را بازی میکنم تا...........

این ارسال را بازنشر کرده است.
( غریب )به احترام نرگس ..
( غریب )به احترام نرگس ..

می‌هراسم میان دستانم از خود!

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
tamoz.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

افسوس که تا دیروز قسمتی از آخرت را می فروختیم تا دنیا رو بدست بیاریم ، وصد افسوس که امروز، از دنیامون هزینه می کنیم تا باقی مانده ی آخرتمون و هم خراب کنیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
maloo
maloo

دلتنگم دلتنگ بوسه های آتشینت..... دلتنگم دلتنگ نوازهاش شبانه ات............ مگذار از رهت دور شوم.......بهترین محبوبم

این ارسال را بازنشر کرده است.
maloo
maloo

با اجازه صاحب خونه ها منم اومدم

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خدای من !اين منم و پستي و فرو مايگي ام. و اين تويي با بزرگي و كرامتت. از من اين مي سزد و از تو آن.

این ارسال را بازنشر کرده است.
maloo
maloo

دلم میخواد یه چیزی بگم اما نمیدونم .............. ای کاش یه راهی بود...............

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دل تنگم ... آنقدر كه تمام عاشقانه‌ها ...كم ‌آورده‌اند ...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
380265_qUZ0cn7m.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

راحت نوشتیم بابا نان داد! بی آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان همه “جوانی اش” را داد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
DaNi
1_ovh6aosevxj6jwkw98.jpg DaNi

@شــِــیـــــدآ چند شب پیش تو دفترچه خاطراتم یه سری به گذشته زدم خیلی جالب بود رسیدم به خاطرات دوران خدمت سربازی .. یه هم خدمتی داشتم خیلی شوخ طبع بود خیلی باحال بود بهش می گفتیم خی کله به زبان مازنی میشد دیوونه کله خر همیشه شب ها قبل خواب یه قابلمه بزرگ میگرفت میزاشت رو سرش دنبالمون میکرد .. کلی می خندیدیم .. ما هم کلی قابلمه و سنگ و چوب میزدیم و باهاش شوخی میکردیم .. یه بار من قابلمه و گذاشتم سرم گفتم حالا شما بزنید .. سنگ اول گوشم سوت کشید .. سنگ دوم حس کردم یه حفره ای تو سرم درست شده .. سوم و چهارمی که اومد سرم گیج میرفت .. یه دفعه بچه ها با چوب زدند واقعا سرم چرخید از چشمام اب اومد یه حس دیوونگی بهم دست داده بود .. کلی اب و شربت و چیز میز بهم دادن تا حالم اومد سر جاش .. به هم خدمتیم گفتم تو چه جوری تحمل میکنی وقتی ما سنگ میزنیم به قابلمه .. برگشت بهم گفت : دارم آزمایش میکنم ببینم بابام چه قدر تحمل داره چه قدر زجر میکشه .. گفتم چرا بابات .. گفت آخه بابام یادگار جبهه و جنگ همیشه اینطوری میشه .. بابام موجی ..بعد اون شب اسمشو گذاشتیم یادگار عشق ..#امضا

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
maloo
maloo

سلام منم اومدم ظهرتون زیبا

maloo
maloo

خداحافظم باششششششششششششش خداحافظ