محمد مهدی
وقتی از درد به خود می پیچیدم همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی… و سالهاست من هنــــــــوز رقاص پردرد خیابانهایم…
محمد مهدی
عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که هیچوقت یادم نمی آید کی؟! خوردمشان…
محمد مهدی
بنـــد دلـــم را به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم که هر جـــا رفتـی دلــم را با خود ببری غــــافل از اینکه تو پـــا برهنـــه می روی و بی خبــــر…
محمد مهدی
در فنجان خالی میشوم شبیه عابران خسته مرا قورت میدهی و من راه قلبت را پیش میگیرم در قهوه ای که به رگهایت جاری است....!
محمد مهدی
همین که فهمید غـــــــــــم دارم آتش گرفت . . . به خودت نگیر رفیق !!!!! سیـــــــــــــ ــگارم را گفتم...
محمد مهدی
این روزها عشق را با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند ! حیف از عشق که زیر دست و پاست …
محمد مهدی
گــــفته باشــــم !.!.! مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛ تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد ! سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی … !
محمد مهدی
کاش به جای این همه باشگاه زیبایی اندام یه باشگاه زیبایی افکار هم داشتیم مشکل امروز ما اندام ها نیستن ، افکارها هستن ....!
محمد مهدی
قیافه ام تابلو شده بود ! گفتن : چی میکشی ؟ گفتم : زجر ! گفتن : نه یعنی چی مصرف میکنی ؟ گفتم : زندگی … !
محمد مهدی
چـقـــــدر سخــــت اســـت، کـه لبـــریـــز بـاشی از “ گـفـتـــــن ” ولــی ….. در هـیـــــــچ ســویـــت محـــرمـی نبـاشد.....!
محمد مهدی
کاش می اومدی حالم رو بهم بزنی خوشحالی هام ته نشین شده........!
محمد مهدی
دُنـبـال ِ کَـلاغـیْ می گـردَم ، تا قـآرقـآرَش رآ بـه فـال ِ نـیـکْ بـگیـرَم ، وقـتـی… قآصـِدَکـْ ـهـا هـمـه لال انـد...
سوگند جان.../
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 34 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 28 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 5 ساعت و 25 دقيقه قبل