محمد مهدی
مي دوني دوست يعني چي؟ د:داشتن و:اونيکه س:ستايش کردنش ت:تمومي نداره
محمد مهدی
سيه چشمي به کار عشق استاد درس محبت ياد مي داد مرا از ياد برد آخر ولي من به جز او عالمي را بردم از ياد
محمد مهدی
هميشه فكر مي كردم اگه يه روز نباشي مي ميرم ....... اما من نمردم من داغون شدم ........ خيلي دلم مي خواد بگم فراموشت كردم ...... ولي واقعيت اينه كه نمي تونم فراموشت كنم . خيلي دلم مي خواد خوابتو ببينم ولي از وقتي كه رفتي چشمام خيسه و خواب به چشمام نمياد . يادته اشكامو پاك مي كردي ؟؟؟؟؟؟؟ مي خوام بخوابم خوابتو ببينم .........اشكامو پاك مي كني ؟؟؟؟؟؟
محمد مهدی
دنبال نگاهها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كمكم افول ميكنه دنبال كسي برو كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه
محمد مهدی
براي هزارمين بار پرسيد: تا حالا شده من دل تو را بشكنم؟من هم براي هزارمين بار به دروغ گفتم : نه! هيچوقت... تا مبادا دلش بشكند
محمد مهدی
اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم
محمد مهدی
روزی توي جهنم همديگه رو مي بينيم تو به جرم اينكه قلب من و دزديدي منم براي اينكه خدا رو ول كردم تو رو پرستيدم
محمد مهدی
مي دوني چرا بين انگشتان دست فاصله هست؟ چون يه روزي يه دستي پيدا مي شه كه اين فاصله رو پر كنه
محمد مهدی
ديگه دل با کسي نيست ..ديگه فريادرسي نيست...آسمون ابري شده ...ديگه خار و خسي نيس....بارون از ابرها سبکتر مي پره...هرکسي سر به سوي خودش داره...مثل لاکپشت ..توي خودم قايم شدم..ديگه هيچي دلمو نمي بره...
محمد مهدی
همه چيز را بخاطر تو دوست دارم من غم را در سكوت ،سكوت را در شب،شب را در بستر ،بستر را براي انديشيدن به تو دوست ميدارم من عشق را در اميد ،اميد را در تو ،تو را در دل، دل را در موقع تپيدن به خاطر تو دوست دارم اي دوست من خزان را به خاطر رنگش، و بهار را به خاطر شكوفه هايش و خدايي كه دل را براي تپش ،تپش را در پاسخ ،پاسخ را در چشمان قشنگ تو براي عصيان زندگي آفريد دوستدارم
محمد مهدی
گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد
محمد مهدی
زندگي با همه وسعت خويش مسلک ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست اضطراب وهوس وديدن و ناديدن نيست زندگي خوردن وخوابيدن نيست زندگي جنبش وجاري شدن است زندگي کوشش و راهي شدن است از تماشاگه آغاز حيات تا به جايي که خدا مي داند
محمد مهدی
تاريکي غروب را به بهانه روشني طلوع فردا تلخي غمي که مي گذرد را به خاطر شيريني لحظه هايي که مي آيد سختي فراق را به اميد وصال و درد رنج رسيدن به معشوق را فقط به خاطر عشق پذيرا هستم
محمد مهدی
نه به ابر نه به باد نه به اين آبي آرام بلند كه تو را ميبرد اينگونه به ژرفاي خيال من به اين جمله نمي انديشم اي سراپا همه خوبي تك و تنها به تو ميانديشم
محمد مهدی
چنان دل کندم از دنيا, که شکلم شکل تنهايي ست ببين مرگ من را در خويش, که مرگ من تماشايي ست
سوگند جان.../
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 23 ساعت و 50 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 23 ساعت و 49 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 23 ساعت و 49 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 10 ماه و 27 روز و 23 ساعت و 44 دقيقه قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 23 ساعت و 41 دقيقه قبل