maryam_rhz
اشتباه میکنند بعضی ها ... که اشتباه نمی کنند ! باید راه افتاد ... مثل رودها که بعضی ها به دریا میرسند ... و بعضی ها هم به دریا نمی رسند ... رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد!!!
maryam_rhz
درد یعنی از اووووووووووووووووووووووون همه ارزوهای بچگی ... فقط بزرگ بشی ...
farnaz.kh
پسر چیست؟ . . . تلاش بی ثمر پدر و مادر جهت دختردار شدن! دخترا نه جیغ نه هورا! سنگین باشین فقط دو انگشتی میریم .
nafas71
سایه من خیلی پر رنگ تر و دقیق تر از جسم حقیقی من به دیوار افتاده بود.سایه ام حقیقی تر از وجودم شده بود:گویا پیر مرد خنزر پنزری.مرد قصاب.ننجون و زن لکاته ام همه سایه های من بوده اند.سایه هایی که من میان آنها محبوس بوده ام.در این وقت شبیه یک جغد شده بودم. ولی ناله های من در گلویم گیر کرده بود و به شکل لکه های خون آنها را تف میکردم.شاید جغد هم مرضی دارد که مثل من فکر میکند.....سایه ام به دیوار درست شبیه جغد شده بود و با حالت خمیده نوشته های مرا به دقت می خواند.حتما او خوب می فهمید....فقط او می توانست بفهمد.......
maryam_rhz
دو روزه بد جوری حس ازدواج دارم,معلوم نیست تو این شبای قدر چند نفر منو از خدا خواستن....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دلم میخواد یکیو برم بگیرم اینقدر بزنم تا بمیره در این حد ازش بدم آمده ....