ی لبخند : )
تو ک اومدی خاطراتو یاد آوریم میکنی....عزیز جان من چون یادمه این شده حال و روزَم....وگرنه میشدم یکی مث تو....
ی لبخند : )
مــُــــرورِ خاطراتِ گذشته با خوِدِ سازندش
ی لبخند : )
گاهی باید همچنان بسوزی و بسازی....
ی لبخند : )
22سال گذشت...آخرین باری ک ب سنم فک کرده بودم 14 سالم بود...چقدر از خودم دورم.... |:
ی لبخند : )
آدم باس پایان زندگیشو خودش معلوم کنه.....خودش ک ب آخر رسید کات بده....وگرنه همینجور عذاب پشت عذاب.....
ی لبخند : )
این نیز بــــــــــگذرد...
خو آدم دلش میخاد
13 سال و 5 ماه و 13 روز و 10 ساعت و 57 دقيقه قبل