ی لبخند : )
خیانت که می کنی دیگر خیالت راحت است میدانی که مرده وجدانت را می گویم اگر داشته باشی.
ی لبخند : )
این سه نخطه آخر جمله هام یه دنیا حرف توشه....هر کسی نمیونه بفهمتش...
ی لبخند : )
حموم بودم، خواب بودم، استخر بودم، کلاس بودم، سایلنت بود، ... ... ... ... گوشیم شارژ نداشت، بابام تو اتاقم بود... اینا همون جواب های اَبلهانه اِیه که بعضی ها که دارن خیانت میکنن میگن کلا اینا رو شنیدی بگو با شه ...
ی لبخند : )
بزرگ که می شوی...
غصه هایت زودتر از خودت قد می کشند...
دردهایت نیز...!
غافل از آنکه لبخندهایت را...
در آلبوم کودکیت جا گذاشته ای!!!
شاید بزرگ شدن اتفاق خوبی نباشد....!
ی لبخند : )
خدایا..........
بارها دقیقا همان جایی دستم را گرفتی که میتوانستی مچم را بگیری......
ی لبخند : )
از من به شما نصیحت که بدبختی تون رو به کسی نگین
خودتون یادتون میره اما بقیه خوب یادشون میمونه.
ی لبخند : )
بعضی حرفارو هر چقدم بقیه بگن , تا خودت تجربه نکنی و به غلط کردن نیفتی باور نمی کنی ...
ی لبخند : )
گاهی اوقات باید بگذری ...بگذاری و بروی ... وقتی می مانی و تحمل می کنی ... از خودت یک احمق می سازی ...!
ی لبخند : )
کسی چه میداند..؟ شاید این جهان خود جهنم جهان دیگری باشد...
ی لبخند : )
مردی در سالن بدن سازی از مربی خود میپرسد: با کدام دستگاه کار کنم؟ میخواهم آن دختر زیبا را تحت تاثیر قرار بدهم مربی گفت : از دستگاه خودپرداز بیرون سالن استفاده کن !
ی لبخند : )
دلگير نشو از آدما ! نيش زدن طبيعتشونه ! سال هاست که به هوای بارانی مي گویند : "خــــــراب...!
ی لبخند : )
یه روز یه ادم میاد تو زندگیت میشه همه چیزت عاشقش میشی واسش جون میدی... ولی اون قدرتو نمیدونه ترکت میکنه دلسرد میشی یه ادم دیگه میاد تو زندگیت همه چیزش میشی عاشقت میشه واست جون میده ولی... تو دلسردی قدرشو نمیدونی ای لعنت به این چرخه روزگار لعنت...
ی لبخند : )
یارو خسیس تصادف کرده بود وسط خیابون نشسته بود میزد تو سرش می گفت ماشینم داغون شد! بدبخت شدم خاک تو سر شدم…افسر رفت بهش گفت بدبخت اینقد حرص ماشینتو میزنی نفهمدی دست چپت از مچ قطع شده…یارو یه نگاه به دستش کرد گف:یاحضرت عباس ساعتم……!