ی لبخند : )
اصن مازندران رو فیراسته مننِم....رامسر مخصوصا......هیچی امی گیلان نبونه برا....واردش بونی دیل بازابونه
ی لبخند : )
توسط پیامک
تو ترافیک رامسر در حال برگشت.هوا داغه داغ.تخته سر پی ام سی
ی لبخند : )
توسط پیامک
هم اینک در کلاس معماری کامپیوتر نشسته و مث بز جزوه مینویسیم.تمام
ی لبخند : )
توسط پیامک
در حال پیاده روی در کوچه پس کوچه های محله.حیف ک خلوت نیست.
ی لبخند : )
تو ک اومدی خاطراتو یاد آوریم میکنی....عزیز جان من چون یادمه این شده حال و روزَم....وگرنه میشدم یکی مث تو....
غریب به طبع هر کسی از استان و شهر خودش خوشش میاد... من مازندرانیم ولی دانشجوی گلستان بودم ... منم اصلا از اونجا خوشم نمیاد ... برای من هیچ جا مازندران نمی شد ...
13 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 35 دقيقه قبلالبته غریب من خودمم تو خوابگاهمون که بودم یه 3 تا از هم اتاقیم یه سال رامسری بودند البته برای روستا ، واقعا حالت تهوع بودند .. هنوز فکرشون رو می کنم حالم رو بد می کنند.
البته بازم میگم همه جا خوب و بد هست اما این رفتارایِ کارکنان با استادای این دانشگاه بدجور رو اعصابه
13 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبلخوب وبد همه جا هست ..
13 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 30 دقيقه قبلمنم چون از دانشگاهمون متنفر بودم . یه جورایی دزد بازار بود اونجا ..
ای غریب سر درد و دل رو با کردی فکر کردی فقط همون جا اینجوریه؟
13 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 26 دقيقه قبلنه من هم کم ازار ندیدم مثلا سر ازمایشگاه من میرم میگم از دارم میگن پره دیر ثبت نام کردی بعد رفیقم جلو من میاد تو براش بلند میشن و میگن شما چرا اومدی اس ام اس میدادی ما درست میکردیم انگار نه انگار من اونجا ادمم
یا هزارتا چیزه دیگه
بدترش اینه که خود اون شهر هم ادماش قبول ندارن میگن نه باما هم مثل شما برخورد میشه
باور میکنی امروز رفته بودم برای ارائه به استاد سوال بپرسم پشت ده تا میز هی پاسکاری میکردن از اخر هم گفتن بعدا بیا فعلا کار داریم
فقط لحظه شماری میکنم 2ترمم تمومشه....کاردانی شهر خودم بودم...انقدر خوب بود ک.
13 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 25 دقيقه قبل