ی لبخند : )
رفته بودم خريد، مثل سابق يکي اومد در گوشم گفت: اسپري، پاسور، سيدي بازي پرسپوليس و داماش بدون سانسور!! مملکته داريم؟
ی لبخند : )
تاکه بوديم نبوديم کسي/گشت مارا غم بي همنفسي. تاکه خفتيم همه بيدارشدند/تاکه مرديم همه يارشدند. قدر آن شيشه بدانيد که هست/نه درآن لحظه ک افتادو شکست!
ی لبخند : )
من ، تو ، ما ، يادت هست ؟ تموم شد حالا تو ، او ، شما ، من به سلامت
ی لبخند : )
یکی بود،یکی نبود . اونکه بود تو بودی ، اونکه تو قلب تو نبود من بودم! یکی داشت ، یکی نداشت، اونکه داشت تو بودی اونکه جز تو کسی را نداشت من بودم! یکی رفت ، یکی نرفت، اونکه رفت تو بودی اونکه به جز تو دنبال هیچکس نرفت من بودم! یکی خواست،یکی نخواست، اونکه میخواست من بودم اونکه هیچوقت منو نخواست تو بودي...
ی لبخند : )
مثل اتاق زير شيرواني پر از خاطره بارانم ، كدام واژه مي فهمد برايت چقدر دلتنگم؟
ی لبخند : )
خدایا ...یه لحظه بیا جاتو با من عوض کن ببینم این کارایی که باهام می کنی من باهات بکنم تحمل داریاااا...؟؟؟
ی لبخند : )
انقدر تو اشعار ميگن :" اي ساربان ! آهسته ران..." انگار كه شترهاي صدراسلام 180 تا ميرفتن.....!!!
ی لبخند : )
اون یه دونه یوسفی هم که برگشت به کنعان اش.... استثنا بود... ... تو غمت روبخور.
ی لبخند : )
از تو که حرف میزنم تمام فعل هایم ماضی می شوند ماضی خیلی دور ... کمی نزدیکتر بنشین دلم برای یک حال ساده تنگ شده است ....
ی لبخند : )
زنگ که بزنی آتش نشانی نیم ساعت بعد با سلام و صلوات می رسه، اما زنگ بزن گشت ارشاد!!! بگو همسایه روبرویی پارتی گرفته اونم مختلط، قبل از این که گوشی را بگذاری سرجاش، با سه تانک و 2 هلیکوپتر از زمین و هوا می ریزن اونجا!!! تازه حکم ورود به منزل هم دستشونه .
ی لبخند : )
یه توپ دارم قلقلیه ) پ نه پ شش ضلعی نامنتظمه! ( میزنم زمین هوا میره ) پ نه پ می خواستی زمین و حفر کنه برسه مرکز زمین! ... ( نمی دونی تا کجا میره ) پ نه پ می دونم نمیگم که ریا نشه! ( من این توپو نداشتم ) پ نه پ داشتی ، رو نمی کردی! ( مشقامو خوب نوشتم ) پ نه پ همش برو دنبال یللّی تللّی! ( بابام بهم عیدی داد ) پ نه پ می خواستی روز مادر بهت کادو بده! ( یه توپ قلقلی داد ) پ نه پ می خواستی یه دونه بی ام 730 بهت بده!
ی لبخند : )
کلا" افرادی که ازدواج میکنند دو دسته هستند... آنهایی که از جونشون سیر شدن آنهایی که قصد جون دیگری را دارند....
ی لبخند : )
پرسید خدا را چگونه دیدی؟ گفت آن گونه که هرچه خواستم نشد و هرچه خواست شد!...

14 سال و 9 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 48 دقيقه قبل