ی لبخند : )
شما یادتون نمیادi يه كاسه بر مي داشتيم ، توش آب مي ريختيم و بهش ريكا اضافه مي كرديم و يه لوله ي خودكار بيك برمي داشتيم و شروع مي كرديم به فوت كردنشون و باهاشون حباب درست مي كردي
ی لبخند : )
اسمتو رو سیگار نوشتم وبرای اولین بار کشیدم تا بسوزی فراموشت کنم اما نمیدونستم با هر پوک ذره ذره میری تو نفسم ومیشی همه کَسَم
ی لبخند : )
قلبم را عصب كشى كردم ديگه نه از سردى نگاهى ميلرزد و نه از گرمى آغوشى ميتپد
ی لبخند : )
آهسته گام بر می دارم و می روم از این شهر خیالی و تو در سطر سطر این کاغذها تا همیشه می مانی .
ی لبخند : )
خدایا... در انجماد نگاه های سرد این مردم... دلم برای " جهنمت " تنگ شده است!
ی لبخند : )
دراین دنیا نکردم من گناهی فقط کردم به چشمانت نگاهی اگر باشه نگاه من گناهی مجازاتم بکن غیر از جدایی
ی لبخند : )
تمام عمر مرا مهر آشنایی برد تمام عشق مرا داغ بی وفایی برد گذشت عمر و نیامد نگار و من مردم بگوش او برسانید از جدايي مرد .
ی لبخند : )
فکر می کردم تو همدردی....... اما نه ! تو هم دردی
ی لبخند : )
جدايي نقطه پایان ما نیست/ کسی یاری گر ما جز خدا نیست/ جدايي هم سرود دیگر ماست/ کسی آگه ز راز ما دوتا نیست...