سوگُلツ
می بیـنی؟! بـــــــــــــــــــی تـــــــــــــــــو ایـسـتاده ام روی پـاهای خـودم و دارم تو را نـگاه می کنـم کـه حتـّـی روی حـرف های خودت هم نـمی توانستـی بایستی ...
سوگُلツ
یا ابوالفضل : آموخته ایم از تو وفاداری را خون تو نوشت معنی یاری را ای کاش که آب کربلا می آموخت آن روز زچشمت آبرو داری را . . .