مرضیه
چـه قدر تلـــخ شده ای این روزهــا ... قندهــایت را در دل ِ چه کسی آب می کنیــــ ؟!
مرضیه
هیچ قــــطاری از این اتــــاق نمی گذرد من اینجــــا نشسته ام و با همین سیـــــ ـگار قــــطار می آفرینم نمی شنـــوی ...!؟ سرم دارد سوتــــــ ــ ـ می کشد ...
مرضیه
. در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است ...
مرضیه
خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی!.... نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه ...
مرضیه
صبرفریب بزرگیست … دیریست که باغوره ها کلنجار میروم حلوا نمیشود
مرضیه
هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم ....سینه میگوید که من تنگ آمدم ، فریاد کن
مرضیه
رویا هایی هست که شاید هرگز تعبیر نشوند اما همیشه شیرین اند مثل رویــــای داشتن تـــــــو . . .شب خوش
مرضیه
خـــــــــــــــــــــــــــــدای منـــــ .......... دســــــــتانــــــــت که مالــــــــــــــ منــــــــــ باشند هــــــــــیچ کــــــــــس مــــــــرا دست کم نمیگیرد!
مرضیه
مداد را برداشتی... طرح مرا نه آنگونه که ھستم ، ھمان گونه که میخواستی کشیدی ! تمام بھانه رفتنت این است که عوض شده ام... مداد را بر می دارم طرح تو را ھمان گونه که ھستی می کشم می توانی بروی ...
مرضیه
شما یادتون نمیاد ... منم یادم نمیاد.... ولی میــــگن آدمــا یه زمــانی مهــــربون بـــودن ...!