دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

ramin
ramin

راننده تاكسی: خانم،‌ شما سومین زن بارداری هستید كه امشب رسوندم فرودگاه. زن: اما من كه باردار نیستم. راننده تاكسی: ما هم هنوز به فرودگاه نرسیدیم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران(نمک خاندان)
552582_399948226728972_1575646888_n.jpg باران(نمک خاندان)

...

Ӎѻʝȶɑƀɑ➠
Ӎѻʝȶɑƀɑ➠

هعی....دارم وارد دهه سومِ زندگیم میشم...و هنوز بهش نرسیدم

•– - Mαт  - –
376367_266269753487727_631581635_n.jpg •– - Mαт - –

لزومـــی نــدارد مـــن همانــــی باشـــم کـــه تـــو فکـــر میکنـــی ، مــن همانــــی ام کـــه حتـــی فکــرش را هــم نمیتوانــــی بکنــــی .. .

عمو مهدی
عمو مهدی

خوشبحال نسل بعدمون، همچین پدر بزرگ مادر بزرگ های آرومی می‌شیم که نگو، یه لپتاپ بدن بهمون می‌شینیم یه گوشه با هیشکی هم کار نداریم ))

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

امروز همينطوري الكي............ خيلي شنگولم......

♥♥٠·     S e p e h r  ˙·٠♥♥
♥♥٠· S e p e h r ˙·...

سر یکی از کلاسهای دانشگاه استاد داشت حضور غیاب میکرد . اسم یکی از دختر های کلاس رو خوند . خانم بارونه فلانی . بعد گفت اسمتون بارونه هست؟ دختره با عشوه بله استاد استاد : باران شنیده بودم اما بارونه اولین باره که می شنوم دختره با عشوه ادامه داد چون اون روزی که من به دنیا اومدم برای پدر و مادرم روز خاطره انگیزی بود و هوا هم بارونی بود اسمم رو گذاشتن بارونه . یکی از پسر های تخس کلاس هم در جواب گفت : یعنی اگه هوا آفتابی بود اسمت رو میذاشتن آفتابه!!!!!! صدای خنده ما تا سه تا شهر اونطرفتر می رفت

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥♥٠·     S e p e h r  ˙·٠♥♥
♥♥٠· S e p e h r ˙·...

همانا دختران همسایه که در کودکی به آن ها محل نمیذاشتیم... لامصبا داف هایی شدن که محل سگ هم بهمون نمیذارن...

الهــــ ه
الهــــ ه

در حرکتی وحشیانه همه ناخونامو از ته گرفتم الان عمق فاجعه رو درک کردم و به غلط کردن افتادم

siavash mvp
siavash mvp

سلام به همه...

•– - Mαт  - –
399383_386228354764673_911483139_n.jpg •– - Mαт - –

@✘ farHad ✘ چه خوش خیال است.! فاصله رامیگویم! به خیالش تو را از من دور کرده… نمیداند توجایت امن است اینجا… میان دلم…!

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

گر به تو افتد نظرم چهره به چهره، رو به رو پا به فرار می نهم کوچه به کوچه، کو به کو

•– - Mαт  - –
9to.jpg •– - Mαт - –

پرچه اسپانیایی وسیله ای بسیار ساده است که برای جدا کردن پوست قربانی از بدنش مورد استفاده قرار می‌گرفت. با توجه به شکل آن، هیچ ماهیچه یا استخوانی از پاره شدن در امان نمی‌ماند. قربانی را برهنه می‌کردند، و او را می‌بستند تا کاملا بی دفاع شود. سپس شکنجه گر ها، عمل ناقص کردن قربانی را آغاز می‌کردند (گاهی در معرض دید عموم). کار خود را معمولا از پاها شروع کرده و به آهستگی به سمت پشت، سینه، گردن و در نهایت صورت می‌رسیدند.

•– - Mαт  - –
10to.jpg •– - Mαт - –

گاو برنجی قربانی را درون گاوی برنجی قرار داده و می‌بستند؛ سپس آتشی زیر آن روشن می‌کردند. آنقدر این ظرف فلزی را گرم می‌کردند تا به رنگ زرد گرم در آید. این امر باعث می‌شد تا قربانی پخته و جان خود را از دست دهد.