ببین بزار از یه دید دیگه به قضیه نگاه کنیم
من تو اتاقم ،
اتاق تاریک و خوفه ..
بعد تصمیم میگیرم که از این ظلمات بیام بیرون..
چراغ و روشن میکنم
بعد میبینم که (وای خدای من!) اینجا چقدر به هم ریختس..!
و بعد بلافاصله چراغ و خواموش میکنم
و به خودم میگم (ببین چه شاعرانس که فقط مانیتور روشنه ، دلت میاد این فضا رو از دست بدی..؟ نه
س ادامه بده..!!)
داشتم به دوستم اس ام اس میدادم تو حال خودم بودم یهو بابام به شوخی گفت داری به کی اس ام اس میدی شیطون منم خیلی رک و صریح گفتم عمت!!!. . . . . . . از بیان ادامه داستان معذورم...!!
Glee جان من هیچ مشکلی در این زمینه ندارم ... اتفاقا خیلی هم خوشحال میشم. منم از اینکه کسی بیاد و سلام و احوالپرسی خوشم میاد ... این رو هم که گفتم دلیل خاص خودش رو داشت! خوشم نمیاد متینا دور و بر من باشه.
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 20 ساعت و 58 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 53 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 8 روز و 33 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 1 روز و 7 ساعت و 38 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 22 ساعت و 5 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist