خیر سرم بعد 3 ماه دوری به مامانم گفتم بعد ترم دارم میام تهران به بابا نگو که سوپرایز شه . ساعت 7 صبح رسیدم خونه مامانم که خواب بود با کلی فحش دادن به من بیدار شد رفتم تو اتاقم میبینم تبدیل به انباری شده حالا اینا قابل تحمله اما من تو اتاق بودم بابام بیدار شده به مامانم میگه نمیدونی چه کابوسی دیدم همش صدای حسام تو گوشم بود خواب دیدم اومده خدایا 100 هزار مرتبه شکر که خواب بود بعدش رفت دوباره خوابید یعنی واقعا این خونه وادس داریم؟؟؟؟
كمي دروغ بگو پينوكيو.... دروغ های تو قابل تحمل تر بود ! به خاطر کودکی بود و شیطنت ... به خاطر این بود که دنیای آدمها را تجربه نکرده بودی که ببینی یک دروغ ،چه ها میکند ! این جا آدمها دروغشان به بهای یک زندگی تمام میشود ! به بهای یک دل شکستن ! اینجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد میشود ! اين جا آدم ها دروغ هاي شاخ دار مي گويند بعد دماغ دراز خود را جراحي پلاستيك مي كنند !!!
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 50 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 30 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 19 ساعت و 2 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist