•– - Mαт - –
بهش گفتم: به نیمه عمر رسیدم. با تعجب میگه: مگه از مدت عمرت خبر داری که تقسیم بر دو کردی و میگه نیمه عمر ... و ادامه داد : دوست من ، ایشالا خدا بهت عمر طولانی بده ، ولی کسی از فرداش مطمئنه که زنده ست یا نه ؟! اجل خبر نمیکنه ... چه بسیار آدمهایی که صبح بیدار شدیم و در کمال تعجب گفتند که : رفت ...
•– - Mαт - –
بـا تـو
مـن بـه حـوالـی بـهـشـتـــ مـیرسـم
بـی تـو
بـه عـمـق فـآجـعـه ارسـال مـی شـوم . . ./
•– - Mαт - –
من در یک ماموریتم، ماموریتی برای دوری از تو، ماموریتی برای فراموش کردنت و فرار کردن از دستت که باهات صحبت نکنم و تورو نبینم در یک کلام : ماموریت غیر ممکن!!!
•– - Mαт - –
نه گل خواهد ز بوستان ها جدائی ، نه دل دارد خیال بی وفائی ولیکن چرخش چرخ ستمگر زند بر هم رسوم آشنائی . . .
•– - Mαт - –
چقدر دلم میخواهد بنویسم.. تمبر و پاکت هم هست... ویک عالمه حرف.. کاش کسی..جایی..منتظرم بود...
•– - Mαт - –
نگذاریم تقویم و ساعت، این حقیقت را از یادمان ببرد؛ که لحظه لحظه زندگی، یک معجزه است و در پس آن، حقیقتی.
•– - Mαт - –
خسته ام! نه اینکه کوه کنده باشم نه ...! دل کنــــــــده ام!
•– - Mαт - –
دلم تنگ شده است برای کودکی هایم... و اشک هایی که بند می آمد با یک ، آب نبات ِ چوبی ...!
•– - Mαт - –
در ســــتایش چشــــمهایــت شــعری نمی توان گفت خاضـــعانه تنــها بــاید تماشـــا کــرد، مســت شد، رهــا شد ... . . . "نیلوفر ثانــــــی"
•– - Mαт - –
شــــب هـــا بـه وقـــت خوابــــ از طــــرف منــــ وجـــدانت را ببـــوســ اگــر بیـــدار شد بپـــرســ چـــطور مــےتواند شــب هـا بـه ایـــن راحـــتی بـــخوابد
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 15 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 10 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 50 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 55 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist