•– - Mαт - –
بیش از آنکه دستهای درخت به نور برسد ... پاهایش تاریکی را تجربه میکند، گاهی برای رسیدن به نور... باید از تاریکی عبور کر د ...
•– - Mαт - –
شب در چشمان من است به سیاهی چشمهایم نگاه کن روز در چشمان من است به سفیدی چشمهایم نگاه کن شب و روز در چشم های من است به چشمهایم نگاه کن پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
•– - Mαт - –
شب ایستاده است خیره نگاه او بر چارچوب پنجره من سر تا به پای پرسش اما اندیشناک مانده و خاموش شاید از هیچ سو جواب نیاید.....
•– - Mαт - –
تا حالا دقت کردین وقتی تصمیم میگیرین برین آرایشگاه موهاتون چه قشنگ حالت میگیره ؟
•– - Mαт - –
تا حالا دقت کردین وقتی یک چبز خنده دار میگی یهو چند نفر با هم میخندن
بعدش میفهمی اونا به چیز دیگه خندیدت نه به تو ؟
•– - Mαт - –
میشود سر روی ریلها گذاشت و صدای نزدیک شدنت را شنید...
•– - Mαт - –
پرتغال(داستان عبرت آموز) : دیدگاه
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 6 ساعت و 30 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 25 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 10 ساعت و 5 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 10 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 7 ساعت و 37 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist