•– - Mαт - –
تمــــام غصـه هـــا را مـی خـورم بـــه سـلامتـی داشتـن تـــــو....
•– - Mαт - –
می دانم در سطرهای بعدی این شعر، عاشق کسی می شوی، می روم برای خودم قهوه بریزم، راحت باش...!
•– - Mαт - –
دیـشـب گـرسـنـه بـود دخـتـری کـه مُـرد ... چـه آسـان بـه خـاک پـس دادیـمـش ؛ و هـمـسـایـه اش ، زیـارتـش قـبـول ... دیـشـب از سـفـر رسـیـد مـکـه رفـتـه بـود !
•– - Mαт - –
روزهای بدی میرسد که از شدت تنهایی بالشت را به آغوش میکشی... اماروزهای بدتری هم میرسد که بالشت را به آغوش میکشی... چون کسی را لایق آغوش خود نمیبینی....
•– - Mαт - –
سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه.
•– - Mαт - –
سایه ها محصول پشت کردن دیوارها به آفتاب اند؛ گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم، تا آفتابی بمانیم ...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 23 ساعت و 50 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 44 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 29 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 57 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist