•– - Mαт - –
گنجشک ب خدا گفت:لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم،سر پناه بی کسیم بود.طوفان تو آنرا از من گرفت.کجای دنیای تو را گرفته بودم؟؟؟ خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود،تو خواب بودی،باد را گفتم لانه ات را واژگون کند!!! " تا تو از خطر ایمن بمانی "...
•– - Mαт - –
صبورانه می نشینم تا بیائی از سرما نمی ترسم از تاریکی این بیابان هم می دانم در گرمای وجودت جوانه خواهم زد ..
•– - Mαт - –
گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها ناخودآگاه لبخندی روی لبانم می نشاند دوست دارم این لبخند های بیگاه و آن بعضی ها را
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 15 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 10 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 21 ساعت و 50 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 55 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist