دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
1339870513751765_thumb.jpg •– - Mαт - –

.

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

صدایت را نمی‌شنوم، درست از همان روز که گفتی تنهایت نمی‌گذارم. می‌نویسم شاید بخوانی اما حالا دیگر خواندنت هم دردی را از من دوا نمی‌کند، می‌دانی؛ روزها می‌گذرند ماه ها می‌گذرند وسال‌ها نیز خواهند گذشت اما چیزی در من تغییر نمی‌کند. هیچ چیز، انگار كه چیزی را گم کرده باشم، هر روز به دنبال‌اش می‌گردم. نمی‌دانم گم کرده‌ام یا جایی جا مانده است یا شاید تو آن را با خود برده‌ای. جایش خالی است می‌سوزد. ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

همه چیز ام بود ....

•– - Mαт  - –
1340350027577277_thumb.jpg •– - Mαт - –

میـدانی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟ جــایــی کـه نـه حـــق خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

صدای خنده خدا را میشنوی؟؟ دعاهایت را شنیده وبه انچه محال میپنداری میخندد.....

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

هزار گل تقديم به آيينه ى شکسته اى که هزار بار لبخند شمارا تکرار مى کند

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

حالا باور این همه علاقه را به گور خواهم برد و روزهایی را به سر می برم که تو نیستی؛ در خیال کبوتران بی بال آهسته مرگ را به تن بیمارم تحمیل می کنم حالا دیگر به سوسوی چراغی در دور دست نمی اندیشم یک مشت آلوچه ،دو تا سیب سرخ و اتفاق کوتاه دستان تو در خوش خیالیهای من **** برو حالا که می روی بگذار بسوزم تا آخرین نفس این همه عشق بی ثمر برو و امیدی نگذار بر تاریکی روزگارم که من هنوز هستم بر سر راهی دشوار و بی انتها رو به مرگ. برو به جان نرگس و نسترن برو که ترس من از این همه دلواپسی نیست ابرهای بارانی خیسند ، از اوج بر سنگ فرش کوچه ها فریاد میزند من هم خسته ام برو خسته ام از این همه دیوانگی خسته از این شهر. حالا اوج بغض را تا آسمان فریاد خواهم زد حالا این همه علاقه را به گور خواهم برد اما تو برو بی من.

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

پسر گرسنه اش است ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم " ولی پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

امروز گذشت وقتی لحظه هایم از دیدار تو خالی بودند و اشک هایم به دهانم باریدند آسمان چقدر تنهاست در حصار ابرهای بی باران پیکار می کنم با خودم و جستجو می کنم گل و ستاره و آسمان را به دنبالت وقتی که در تمام لحظه ها گم می شود حکایتم آه از این همه درد که این دریاگل آلود و چقدر در هم است بی تو در بی راهه هم سرگردانم که زمان را گم می کنم و صدای تو را و تمام ریشه های خودم را وای بر من که باید تمام جهانم را و آغوشم را بی تو پر کنم در گذر تمام روزهای نا مراد.

•– - Mαт  - –
1340447504199817_thumb.jpg •– - Mαт - –

گاه آدمی تنهاتر از آن است که سکوتش می گوید................

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

اینجآ دخترکیـــــ آرزوهایشــ را با خود بهـ گور بردهـ استـ لحظه ایـ سکوتـ ... بهـ حرمتـ ِ زندگیـ بهـ باد رفتهـ اشـ !!..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

نصیحت 2012: تو این اوضاع بی شوهری اگه پسرا کد پستی هم دادن باید بگیری !

•– - Mαт  - –
38c9880f6998c1b46e7ee80b525ac45b-d4wgd87.jpg •– - Mαт - –

•– - Mαт  - –
wild_fire_gets_lucky_by_sibsy-d4ygtyx.jpg •– - Mαт - –

.

•– - Mαт  - –
flash_by_lyotta-d50x1mj.jpg •– - Mαт - –

.