•– - Mαт - –
صدایت را نمیشنوم، درست از همان روز که گفتی تنهایت نمیگذارم. مینویسم شاید بخوانی اما حالا دیگر خواندنت هم دردی را از من دوا نمیکند، میدانی؛ روزها میگذرند ماه ها میگذرند وسالها نیز خواهند گذشت اما چیزی در من تغییر نمیکند. هیچ چیز، انگار كه چیزی را گم کرده باشم، هر روز به دنبالاش میگردم. نمیدانم گم کردهام یا جایی جا مانده است یا شاید تو آن را با خود بردهای. جایش خالی است میسوزد. ..
•– - Mαт - –
میـدانی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟ جــایــی کـه نـه حـــق خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن
•– - Mαт - –
صدای خنده خدا را
میشنوی؟؟
دعاهایت را شنیده
وبه انچه محال میپنداری
میخندد.....
•– - Mαт - –
هزار گل تقديم به آيينه ى شکسته اى که هزار بار لبخند شمارا تکرار مى کند
•– - Mαт - –
پسر گرسنه اش است ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم " ولی پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است!
•– - Mαт - –
امروز گذشت وقتی لحظه هایم از دیدار تو خالی بودند و اشک هایم به دهانم باریدند آسمان چقدر تنهاست در حصار ابرهای بی باران پیکار می کنم با خودم و جستجو می کنم گل و ستاره و آسمان را به دنبالت وقتی که در تمام لحظه ها گم می شود حکایتم آه از این همه درد که این دریاگل آلود و چقدر در هم است بی تو در بی راهه هم سرگردانم که زمان را گم می کنم و صدای تو را و تمام ریشه های خودم را وای بر من که باید تمام جهانم را و آغوشم را بی تو پر کنم در گذر تمام روزهای نا مراد.
•– - Mαт - –
گاه آدمی تنهاتر از آن است که سکوتش می گوید................
•– - Mαт - –
اینجآ دخترکیـــــ آرزوهایشــ را با خود بهـ گور بردهـ استـ لحظه ایـ سکوتـ ... بهـ حرمتـ ِ زندگیـ بهـ باد رفتهـ اشـ !!..
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 25 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 14 ساعت و 20 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 14 ساعت قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 21 ساعت و 5 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 32 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist