•– - Mαт - –
بیا برای یکبار هم که شده... دست به خلاف بزنیم...! من اندوه تورا میدزدم...! تو تنهایی مرا...!
•– - Mαт - –
بیا تا پرواز اعتماد را با هم تجربه کنیم وگرنه میشکنیم بال های دوستی مان را
•– - Mαт - –
عمري با غم عشقت نشستم به تو پيوستم واز خود گسستم وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
•– - Mαт - –
نه خوابم میبرد نه میبرد مرگم به بیداری به این حال معلق تا کیام بیدار میداری هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی هوا! گاهی، نفس بفرست! مُردم آه! از این آه تکراری
•– - Mαт - –
نمی دانم تو تار شده ای یا من تار می بینمت فقط می دانم که دلم برای روشنی هایت تنگ شده.
•– - Mαт - –
یک مشت خاطره جوانه میزند هرشب از بالشی که سنگین شده از اشکهایم
•– - Mαт - –
نگاه می کنم، بی تابی کودکان در صف تاب را ...... تا فراموش کنم لحظه ای، بی قراری خودم را بر سر قرار .....
•– - Mαт - –
چه بزن بزنيست عشق يكي او را مي زند ... او مرا... من شاهرگم را ..... !
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 2 ساعت قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 5 ساعت و 34 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 12 ساعت و 40 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist