•– - Mαт - –
تمـــامِ زخـــم هایـَـــم مـرهمـش .. لب های تـــوستـــــ .. بوســـه نمــــے خــــواهَــــم .. فَـقَـط حـــرفــــے بــــزن!! ...
•– - Mαт - –
کاش میدانستیم زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پس مردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست زندگی جنبش و جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند
•– - Mαт - –
زبان مشتركي داريم با اين همه يكديگر را نمي فهميم ما بايد مثل غارنشين ها تنها به علامت دست هاي مان اكتفا مي كرديم آن وقت شايد هيچ سوء تفاهمي ميانمان جدايي نمي انداخت...
•– - Mαт - –
حکــایتــ من و تـــو حکــایتــ آسمــان و زمینــ استــ فقـــط چیـــــزی شبیــــه رعدوبــــرق مــارا بــه هـــم می رســـاند ...
•– - Mαт - –
انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ می رود ... .دست دلم می لرزد....!
•– - Mαт - –
هنگامی که در زندگی اوج میگیری، دوستانت می فهمند تو چه کسی بودی. اما هنگامی که در زندگی، به زمین می خوری، آنوقت تو میفهمی که دوستانت چه کسانی بودند یا هستند ... آری گاهی شکست از پیروزی مفیدتر است ...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 2 ساعت قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 5 ساعت و 54 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 5 ساعت و 34 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 12 ساعت و 40 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist