دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•– - Mαт - –

•– - Mαт - –
زن - مجرد
امتیاز: 35832

دنبال‌شدگان

(8854 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2263 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ﻛﺎﺵ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ ﻫﺎ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﻧﻴـﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﻣﻌﻠـــــﻮﻡ ﺑــﻮﺩ ..

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

روزگارم را سیاه کرده اند، آنوقت می گویند شب است خنده دار نیست........؟

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

غمگـیـــن تــریـن جــای خــاطــره اونجــاییـه کــه کــم کــم احســاس میکنــی چهـــرش هم داره از یــــــادت میـــرِه .....

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

از خـــوبــــها بیشتـــر میتــرســم .. آخه یه روزی تــــو . . . خـــوب مـــن بـــودی

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

نميدانم چرا تنها وقت خداحافظیست که چشم های تو از ديدن من برق ميزند!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

آنكه رفت به حرمت آنچه با خود برد حق بازگشت ندارد... رفتنش كه مردانه نبود پس حداقل مرد باشد و بر نگردد...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

اومدم بنویسم گوگل نوشتم گوگول

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

وقتی تو نیستی سرشان را بالا نمی آورند گل های آفتابگردان خانه ی ما . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

ترسم آن روز بیایی که نباشد بدنم کوزه گر کوزه بسازد زخاک بدنم لب آن کوزه بسازند زخاک لب من بی خبر لب بگذاری به لبان دهنم . . .

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

بعضـﮯ وقتا دلم مـﮯخواد دستمُ بذارم زیر چونم چشم تو چـ ـ ـشم خدا بشم زل بزنم و بــہش بگم خب ڪﮧ چـﮯ مثلا ..؟

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

انصـــافــــــــ نیـستـــــــــ کــه دنیــا آنقـدر کوچکـــــ باشــد کــه آدم هــای تکـراری را روزی صـد بـار ببینــی ... و آنقـدر بزرگـــــــ باشــد کــه نتـوانـی آن کسـی را کـه دلتـــــ میـخواهــد، حتــی یکــــ بـار ببینــــی...!!

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

چِرا وٙﻗﺗﮯ دوروغ ﻣﮯ گوﻳﮯ وٙ ﻣٙטּ لٙبخٙند ﻣﮯزٙنٙم فِڪر ﻣﮯڪۥﻧﮯ اٙحمٙقٙم؟! گاهـﮯ هم ﺑﮧ ایـטּ فِڪر ڪۥטּ ڪﮧﺑﮧ حِماقٙتِ تو لٙبخٙند ﻣﮯزٙنٙم...

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

افتخار در خشک کردن اشک است ، نه در جاری کردن آن

•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

دور مـﮯایستَد و خیره مـﮯشود به تنهایـﮯ مَـטּ ...قـﮧقـﮧ مـﮯزند...وَ فریاد مـﮯڪشد: دخترڪ هاﮯ احساساتـﮯ همیشـﮧ بازَنده اَند، و مَـטּ تَنهـ ـا بـﮧ ایـטּ فڪر مـﮯڪنم ڪﮧ چگونـﮧ مـﮯشَود فریاد هایش را دوست نداشت!؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
•– - Mαт  - –
•– - Mαт - –

این روزها همه از تو تن می خواهند..... کسی دل نمی خواهد، شریک جنسی خواهان زیاد دارد! شریک قلبی خریدار ندارد..... این روزها هوای رابطه ها تاریک است..