•– - Mαт - –
انسانم ! ساکت ، چون درخت سیب ! گسترده ، چون مزرعه ی یونجه ! ... و بارور ، چون خوشه ی بلوط ! به جز خداوند ، چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟!
•– - Mαт - –
اگر مي داني كه حق با تو است، بر روي حرف و صداقت خود بمان.
•– - Mαт - –
اگــــر خـــ ـــــدا نـــيــــســـتی... چـــــــرا تـــــــکی؟ چــ ـــــــرا مثال تو نيـــــست؟ يـــــــگـــانــــــهی مـ ــــن!
•– - Mαт - –
قانون روزگار چگونه ست کین چنین درگیر جنگ تن به تنی نا برابرم وامانده ام که تا به کجا می توان گریخت از این همیشه ها که ندارند باورم ... حال مرا نپرس که هنجار ها مرا مجبور می کنند بگویم که "بهترم"............
•– - Mαт - –
دلـَــ م تنـــگ شــده؛ براے عكــس هايـے كه پـــــاره كردم و سوزاندمشـــان بـــراے دفتر خاطراتـَــ م كه مدت هاســت ديگر چيزے در آن نمى نویســم حــــــــــتىٰ براے آدم هاے حســودے كه، دورو بـَـرَم ميچرخيدند و خـــيلے ديــر شناختمشان بــراے بيخيالــــے و آرامشــے كه ديگر مدت هاست نـــــدارمـش براے كسے كه اين روزهـــا عجـــيب نبودنش را حس ميكـــنم. خنده هايـے كه دارم فــرامـــــوششـــــان ميكـــــنم و بـــــراے خــودم كه حالا ديگـــر خيلے عوض شده ام
•– - Mαт - –
حواسم را به تـــــــو حوصله ام را به سیــــگار می سپارم..! دود می شــــوم… آنقدر غلیظ که سرفه ات می گیرد..
•– - Mαт - –
ساحل افتاده گفت : « گر چه بسی زیستم هیچ نه معلوم شد آه که من کیستم .» موج ز خود رفته ای، تیز خرامید و گفت : « هستم اگر می روم گر نروم نیستم .
•– - Mαт - –
مثل آینه سوت و كور شكستی و رها شدم تبر شدم شكستمت اگر چه بی خدا شدم حیف روزهای رفته كه به خاطرش خطر كنم حیف روزهای مونده كه قراره بی تو سر كنم خدا كنه تموم بشه قصه ی تلخ رفتنت بیای و از یادم بره روزهای شكستنت تو سهم من نبودی و به قصه ها سپردمت ولی به عشقمون قسم كه تا خدا می بردمت
•– - Mαт - –
هے تو ! گیــــرم که تمام شب را گریه کرده باشے گیــــرم که جاے خالے یک آغوش تا خود ِ صبــح دستش را دور گلویت فشرده باشد انصاف نیست امــا ... با این همه، منتظر هیچ دستے در هیچ جاے این دنیا نباش! اشک هایت را با دست هاے خودت، با همین دستمال چرک تنهایے پاک کن که همه ے رهگذران این خیابان شلوغ مثل تو تنهایند..!
•– - Mαт - –
سُكوتَمـــــ را به تو هَدیه مى كُنَم... عُمریستـــــ لال شُده ام از غَمِ نَبودَنَتـــــ... به زَبان چه كَسى هَدیه كَردى گوش هایَتـــــ را؟؟؟
•– - Mαт - –
دیدی دلم شکست
دیدی چه بی صدادلپرارزوی من
از دست کودکی که ندانست قدر ان
افتادبرزمین
دیدی دلم شکست؟
•– - Mαт - –
بهم می گویند اگر برده یا ستمدیده ای را دیدی که خوابیده, بگذار بخوابد شاید خواب ازادی را ببیند... من نیز به انان می گویم, اگر ستمدیده ای را مشاهده کردی که خوابیده, بیدارش کن و از ازادی برایش بگو... "ارنستو چگوارا"
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 20 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 4 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 20 ساعت و 9 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 36 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist