•– - Mαт - –
هر چه می تکانم خالی نمی شوم پرم از تو...
•– - Mαт - –
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست و دلم بس تنگ است بی خیالی سپر هر درد است باز هم می خندم آن قدر می خندم که غم از روی رود
•– - Mαт - –
ای کاش نمی خندیدی و آتش عشق هرگز روشن نمی شد پیراهن مان سوخت به شهر که برگشتیم به عریانی مان خندیدند
•– - Mαт - –
این. .تاوان کدامین گناه و خطاست؟ تصویر چشمانت. تنهاییم را.. لبریز از احساس میکند.. . .
•– - Mαт - –
.هیچگاه نگذار در کوهپایه های عشق کسی دستت را بگیرد که احساس میکنی در ارتفاعات هستی
•– - Mαт - –
رفتم که نبینی پریشان شدنم را غمناک ترین لحظه ی ویران شدنم را در خویش فرو رفتم و در خویش شکستم تا که یک لحظه نبینی غم تنها شدنم را
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 46 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 40 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 20 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 16 ساعت و 25 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist