«میگویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم. یوسف گفت: ای جوانمرد ! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بیناییاش را از دست داد و من به چاه افتادم. زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدتها زندانی شدم. اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی ».
@رضـــی اینا تغییرات دنبالره -->> ایگنور کردن عوض شده (قبلا نمیتونستی بری تو پروفایل کسی که اینگورت کرده الان میتونی بری ولی خطاب نمیتونی بزنی) . مثل [!] بوک اول درخواست بهت میدن بعد میتونی با کسی دوست بشی . این گالری تصویر اضافه شده میتونی جند تا عکس با هم بفرستی . حذف حساب برداشتن بجاش بستن حساب اومده (دوباره میتونی بازش کنی) . پست هایی که تو تویتر و [!] هستن میتونی اینجا منتقل بدی . روش ثبت نام عوض شده . کاربران محبوب هم براساس لایک به کاربر نشون میده ./
چقد دوست داشتم یه نفر ازم می پرسید: چرا نگاه هات اینقد غمگینه؟ چرا لبخندهات اینقد تلخ و بیرنگه؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... آره با تو ام ...! با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یه بار هم نپرسیدی، چرا چشمهام همیشه باررونیه...!!
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 21 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 21 ساعت و 16 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 56 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 1 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 28 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist