@آزاده ایــرانی ترکت کردم و تنهایت گذاشتم.... تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای.... صادقانه دروغ گفتن.. خالصانه خیانت کردن.. و عاشقانه بی وفایی کردن.... و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!! و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم... لایق اعتمادی....
خدای من...چگونه ناامید شوم در حالی که تو مهربان خدایِ منی! ...چگونه از حالم شکایت کنم، درحالی که بر تو مخفی نیست!؟ یا چگونه گفتارم را توضیح دهم،در حالی که که این گفتار از تو،به سوی تو روانه است!؟
کسی حرف منو اینجا نمیفهمه.... مرده ، زنده، خواب و بیدار نمیفهمه.... کسی تنهائیمو از من نمی دزده.... حرف ما را در و دیوار نمیفهمه... واسه تنهایی خودم دلم میسوزه... قلب امروزی من خالی تر از دیروزه...!
وقتی دلت میگیره میری تو فکر به کسی فکر میکنی که نمیتونی اسمشو بلند فریاد بزنی اما یادت نره تو یه همدم تنهایی هم داری اشکات، اشکات تورو خیلی دوست دارن و همیشه یار دلتنگیهای تو هستن پس وقتی دلتنگ میشی مواظب اشکات باش چون خیلی با ارزشن...
حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد و بوسیدنت موکول شده به تمامی روزهای نیامده.. حالا که هر چه دریا و اقیانوس را از نقشه جهان پاک کردی مبادا غرق شوم در رویایت باید اسمم را در کتاب گینس ثبت کنم تا همه بدانند - یک نفر با سنگین ترین بار دلتنگی روی شانه هایش - تو را دوست میداشت
دلم بهانه ات را می گيرد چقدر امروز حس می کنم نبودنت را صدايت در گوشم می پيچد ومن بی اختیار می گويم: جــــــــــــانم . . . مـــــــــــــــرا صدا کردی؟؟
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 1 ساعت قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 54 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 11 ساعت و 40 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 2 ساعت و 7 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist