•– - Mαт - –
هر چه می تکانم خالی نمی شوم پرم از تو...
•– - Mαт - –
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست و دلم بس تنگ است بی خیالی سپر هر درد است باز هم می خندم آن قدر می خندم که غم از روی رود
•– - Mαт - –
ای کاش نمی خندیدی و آتش عشق هرگز روشن نمی شد پیراهن مان سوخت به شهر که برگشتیم به عریانی مان خندیدند
•– - Mαт - –
این. .تاوان کدامین گناه و خطاست؟ تصویر چشمانت. تنهاییم را.. لبریز از احساس میکند.. . .
•– - Mαт - –
.هیچگاه نگذار در کوهپایه های عشق کسی دستت را بگیرد که احساس میکنی در ارتفاعات هستی
•– - Mαт - –
رفتم که نبینی پریشان شدنم را غمناک ترین لحظه ی ویران شدنم را در خویش فرو رفتم و در خویش شکستم تا که یک لحظه نبینی غم تنها شدنم را
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 2 ساعت و 37 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 32 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 12 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 13 ساعت و 17 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 3 ساعت و 44 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist