►ℳ@Ž@ђ£Я◄
چکه چکه جگرم شعری است بر زبان چشمانم … مرا لخته لخته بخوان … . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
عطر تنت را در شیشه های رنگی کوچک می فروشند و قسم می خورند تازه از آنسوی آب ها آمده ای … قرار نبود وقتی قهر می کنی اینگونه دلت را به دریا بزنی و بروی … . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
آموخته ام که وابسته نباید شد ، نه به هیچکس و نه به هیچ رابطه ای … و این نشدنی ترین اصلی بود که من آموختم ! . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
آرامش یعنی اینکه به هر بهانه ای آغوشش را ترک کردی ، مطمئن باشی که کسی جایت را نمی گیرد … . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند . . . نمی خواهم کسی شال گردن اضافی اش را دور گردن احساسم بیاندازد . . . ! . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
شده حتی بارها خواسته ام نبینمت اما همینکه چشمانم را می بندم از گونه هایم سرازیر می شوی … . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
زمانی “من و تو ” بودیم و “دیگران” در کنارمان ، حال ” من و تو “هستیم اما “دیگران ” بین مان . . . . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
من حرفهای زیادی برای گفتن دارم … چشمهایم را ورق بزن ، حرفهای ناگفته ام را خودت بخوان ! . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
اگر کارگردان بودم ؛ صدای نفس هایت موسیقی متن تمام فیلم هایم بود … . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
بزرگ که میشوی غصه هایت زودتر از خودت قد میکشند ، دردهایت نیز … غافل از آنکه لبخندهایت را در آلبوم کودکیت جا گذاشته ای … . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
نه خورشید و نه ماه ! روزگار من با گردش نگاه تو می چرخد … . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
کودکی در من به نماز آیات می ایستد وقتی که یاد تو دلم را می لرزاند … . .
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
خاطرات کودکیم را ورق می زنم و یک به یک عکسها را با نگاهم می نوشم … عکسهـای دوران کودکیم طعم خوبی دارند … . .
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 34 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه