دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mohmmad
مرد - مجرد
امتیاز: 3100

دنبال‌شدگان

(579 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(409 کاربر)

گروه‌ها

(38 گروه)

بازدید

mohmmad
mohmmad

به یکی میگن با حمید و فرید جمله بساز میگه:شما وقتی با همید چند نفرید

mohmmad
mohmmad

یه روز یه میخه می افته توی آب زنگ میزنه... در میره

mohmmad
mohmmad

به يه نفر ميگن 5 تا حيوان درنده نام ببر. ميگه : سه تا شير ، دو تا پلنگ!!

mohmmad
mohmmad

غضنفر ميره پرنده فروشي طوطي بخره يه جغد ميکنن تو پاچش. مياد خونه بعد يه « مدتي دوستش مياد پيشش ميگه: طوطيت حرف هم ميزنه؟ ميگه: حرف نميزنه، خوب دقت ميکنه!!

mohmmad
mohmmad

غضنفر رفته بود زيارت امام رضا. بعد از زيارت دستش را براي احترام روي سينه « اش گذاشت و عقب عقب آمد بيرون. يه دفعه ديد که خورده به يه چيزي. نيگاه کرد ، ديد که يه تابلو است و روش نوشته: تبريز 5 کيلومتر!

mohmmad
mohmmad

غضنفر به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! غضنفر ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من « خودم زن دارم

mohmmad
mohmmad

غضنفر ميره کله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر ميگه: نه « آقا! حداقل صبر کن من برم قايم شم!

mohmmad
mohmmad

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

mohmmad
mohmmad

غضنفر با كليد گوششو تميز ميكنه گردنش قفل ميشه

mohmmad
mohmmad

به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ كمي فكر كرد و گفت: فكر مي كنم ۱۵ خرداد باشه

mohmmad
mohmmad

غضنفر تلويزيون ميخره بعد كنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد

mohmmad
mohmmad

غضنفر مي‌ره در بانک پاهاشو باز مي‌کنه ، مي‌شينه! بهش مي‌گن : چرا پاهاتو باز کردي ، نشستي‌؟ ميگه : آخه مي‌‌گن به باز‌نشسته‌ها حقوق مي‌دن !

mohmmad
mohmmad

غضنفر باباش آتيش مي‌گيره، جو مي‌گيردش، از رو باباش مي‌پره !

mohmmad
mohmmad

- دو تا غضنفر نشسته بودن.اولي از دومي ميپرسه که: دو دو تا؟دومي ميگه:شش تا.اولي کمي فکر ميکنه و ميگه:آهان،از اون راه رفتي؟ 2- برادر عضنفر پشت در اتاق عمل بود پرستار صدا مي زنه : همراه مريض … عضنفر مي گه : …. 09153000

mohmmad
mohmmad

غضنفر میره خواستگاری، بابای دختره ازش میپرسه:شما شغلتون چیه؟ غضنفر میگه:قازی ! باباهه حال میكنه، میگه: كدوم شعبه؟ غضنفر میگه:ایلده ایران قاز !