mohmmad
دلـت را بتـکان ... غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن اشتباههایت وقتی افتاد روی زمین،بگذار همانجا بماند فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش قاب کن و بزن به دیوار دلت دلت را محکم تر اگر بتکانی، تمام کینه هایت هم می ریزد و تمام آن غم های بزرگ و همه حسرت ها و آرزوهایت ... باز هم محکم تر از قبل بتکان تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد
mohmmad
دعای باران چرا ؟ دعای عشق بخوان ! این روزها دلها تشنه ترند تا زمین ها ! خدایا کمی عشق بباران ...
mohmmad
هرکس یه تیکه از وجودشو تو گذشته جا گذاشته! گاهی فکر میکنم من یه تیکه ی بزرگی از وجودمو تو اون دفترهای پر از خاطرات تلخ و شیرین جا گذاشتم و هیچ کاری از دستم برنمیاد جز اینکه بگم "یادش" بخیــــر! و یه لبخند تلخ بشینه کنج لبم و بعد سعی کنم ادای یه آدم بزرگو دربیارم که خب زندگیه،عمره میگذره وحسرت نداره که! مهمتر ازون خاطراتم هست
mohmmad
عشق" انسان را داغ مي كند و "دوست داشتن" انسان را پخته هر داغي روزي سرد مي شود ولي هيچ پخته اي ديگر خام نمي شود.
mohmmad
من تشنه صدای تو بودم که می سرود در گوشم آن کلام خوش دلنواز را چون کودکان که رفته ز خود ؛ گوش می کنند افسانه های کهنه لبریز راز را آنگه در آسمان نگاهت گشوده گشت بال بلور قوس و قزح های رنگ رنگ در سینه قلب روشن محراب می تپید من شعله ور در آتش آن لحظه درنگ گفتم خموش « آری » وهمچون نسیم صبح لرزان و بیقرار وزیدم به سوی تو اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم در سینه هیچ نیست بجز آرزوی تو ....
mohmmad
زندگی کن ولبخند بزن به خاطر آنهایی که از نفست آرام میگیرند و به امیدت زنده هستند وبایادت خاطره میسازند. نمیدانم درزندگیت “بهترین” چگونه معنا میشود من همان بهترین را برایت آرزو میکنم؛