مهدی
شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگم که چون شببو به وقت صبح، من بسیار دلتنگم مرا چون آینه هر کس به کیش خود پندارد و الّا من چو می با مست و هشیار یکرنگم شبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندم همان یک بار تار موی یار افتاد در چنگم اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست که من گریاندهام یک عمر دنیا را به آهنگم به خاطر بسپریدم دشمنان! چون نام من عشق است فراموشم کنید ای دوستان! من مایۀ ننگم “مرا چشمان دل سنگی به خاک تیره بنشانید” همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم
مهدی
تو لحن خنده هات احساس غم نبود من عاشقت شدم دست خودم نبود این خونه روشنه اما چراغی نیست دنیام عوض شده این اتفاقی نیست احساس من به تو مابین حرفام نیست هرچی بهت میگم اونی که میخوام نیست ما مثل هم هستیم من عاشق و دیوونم منم شبیه تو پایبند این خونم این خونه روشنه اما چراغی نیست من عاشقت شدم این اتفاقی نیست احساس من به تو مابین حرفام نیست هرچی بهت میگم اونی که میخوام نیست
مهدی
چهار چیز قابل جبران نیست: سنگی كه پرتاب شده حرفی كه از دهان خارج شده فرصتی كه از دست رفته زمانی كه سپری شده ای کاش با سنگ حریم هم ، و با حرف دل هم را نشکنیم .
مهدی
این دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست دل با نگاهی سرد پر پر می شود
مهدی
کاش چشمها دلها را میدید نه چهره ها را...
مهدی
سیه چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت یاد میداد مرا از یاد برد آخر ولی من به جز او عالمی را بردم از یاد
مهدی
تا چه خواهد کرد با من دور گیتی زین دو کار
دست او بر گردنم یا خون من بر گردنش
عمرا کسی که پروفایلش خصوصی باشه رو دنبال کنم
تو پروفشم نمیرم 
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 12 دقيقه قبل
باریک 
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 11 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 8 دقيقه قبلسروین چی گفت؟؟؟؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 8 دقيقه قبل
فوش دادم باووو 
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 4 دقيقه قبل