حامد*مهدی سابق*
با این وضعی که من میبینم چند سال دیگه دو تا پسر دارن حرف میزنن رضا : علی جون ابرو هاتو خیلی ناز برداشتی علی : قربونت برم الهی ، پیش همون آقا کریم رفتم رضا : کریم ،کدوم کریم ؟ ... علی: بابا کریم بلونده . همون آرایشگره که موهاشو مش استخونی میکنه دو تا دختر دارن حرف میزنن ژیلا : مرجان به اون سیبیل زنونت قسم وقتی لیلا اسمتو آورد می خواستم با چاقودسته شاخیه دو تیکه اش کنم مرجان : ای ول بابا خیلی خانومی ، ولی ولش کن اینها مرام ندارن . سگو نباس با چاقو زد
حامد*مهدی سابق*
شدم،بد جور.........چند سالته؟
حامد*مهدی سابق*
یکی از حسرت های بچگیم خون دماغ شدن بود. خیلی حس و ژست باکلاسی بود. همه بهت توجه می کردن در حد شهید زنده