تنهايي يعني ...................خداحافظ گوشي قطع ، صداي ضبط زياد ... " خالي از خويشي و غربت ,گيج و مبهوت بين بودن و نبودن " لش, روي تخت گريه کنار هر عکس مشترک نگاه به ساعت دقيقه به دقيقه خيره بر گوشي چشم انتظار ... اولين روز بي تو بودن "گريمون هيچ خندمون هيچ" نميفهمي کي خوابت برده...فقط ميفهمي بيدار شدي... روز دوم يه کم فرق ميکنه...بجاي اينکه گريه کني ماتت برده...بهت و حيرتتو صداي موزيک ميشکونه مي دانم, روزهاي ديگر هم به همين سادگي مي گذرد..
این خیابان شلوغ تکیه بر جلوه ی باران کرده. وفقط عابر زخمی دارد چشمها پیدایند پشت این پنجره ی تنهایی هر پیاده به خودش می گوید : این چراغ قرمز،چقَدَر خنده ی تلخی دارد...