دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حامد*مهدی سابق*

بهتر است که ساده ترین توضیح را بپذیریم حتی اگر ساده نباشد حتی اگر چیز در خوری را توضیح ندهد.... درباره »
حامد*مهدی سابق*
مرد - مجرد
امتیاز: 9320

دنبال‌شدگان

(1566 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1017 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﭼﯿﺴﺖ ....! ﺣﺎﻝ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ .... ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...!!! ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ .. ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ .... ﯾﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ .....

♥سَمیـــ   ــرا♥
1366004390389571.png ♥سَمیـــ ــرا♥

@حامد*مهدی سابق* آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ جوووووووووووووووووووووون مهدی جووووووووووووووونم اومده به کوری چشم هر کی فروختش

این ارسال را بازنشر کرده است.
rEza
rEza
توسط موبایل

طرز از خواب بیدار کردن بچه های ترک توسط والدینشون (در دیدگاه) :

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

@Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠) شوﺧﯽ ﭘﺴﺮﺍ ﺍﻭﻟﯽ : ﻣﻦ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﭘﺲ ﮐﻠﺶ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺗﻮ ﺩﻮﻣﯾﺸﻮ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺑﺰﻥ ﺩﻭﻣﯽ: ﺣﻠﻪ ﺩﺍﺩﺍ . . . . شوﺧﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍ: ﺍﻭﻟﯽ: ﻣﻦ ﻣﺪﺍﺩﺷﻮ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻪ ﺩﻭﻣﯽ : ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯼ عجب هیجانی ! ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Diba (  مادربزرگ )(✿◠‿◠)
Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

@حامد*مهدی سابق* اول راهنمایی که بودم مد افتاد توکلاس که25,26میشدیم همه کلاس، موم(زنبور)میاوردن واسه بازی های ساکت حین درس گفتن دبیر محترم!!!!!!!! : )))) سر کلاس جغرافی بود شیطونی منم گل کرد ؛ ) موم زنبور مال خودم کم بود از بچه ها یکم دیگه موم قرض کردم ،یه عینک با چهار چوب دایره ای درست کردم زدم چشم،ردیف جلو بودم ؛سرمو برمیگردوندم عقب ، همه نیمکتا جویده شده بود جلورو هم که برمیگشتم سرمو مینداختم پایین معلم نبینه، آخر فهمید نه میتونست بخنده نه عصبانی بشه،صدا کرد جلو چون بچه درسخون(خر خون نگفتم عزیزم)بودم یه پس گردنی آروم زد. )))) دانش آموزی هایی بودیم ما

این ارسال را بازنشر کرده است.
Diba (  مادربزرگ )(✿◠‿◠)
Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

@حامد*مهدی سابق* دوستم براش خاستگار اومده بود میگه اول فکر کردم پسرشونو نیاوردن...بعد که دقت کرد دید اونیکه از همه ابروهاش نازک تره پسره ستo-0....حالا نگو وقتی پسره کوچیک بود انقدر ابرو داشت که تو محل بهش میگفتن:ممد ابرو! خداااااااا...تریلی بپیج دست چپ بیا از روم رد شو..

این ارسال را بازنشر کرده است.