حامد*مهدی سابق*
راحت بخواب ای شهر، آن دیوانه مرده ست از گشنگی در گوشه پایانه مرده ست از مرگ او کمتر پلیسی باخبر شد مرده ست، اما اندکی دزدانه مرده ست جنب مبال پارک غوغا بود، گفتند: دیشب زنی در قسمت مردانه مرده ست معشوق هامان پشت هم از دست رفتند: فرزانه شوهر کرده و افسانه مرده ست گل را بکن از شاخه اش، بلبل سقط شد آن شمع را خاموش کن، پروانه مرده ست.
حامد*مهدی سابق*
هفت دل بغض بر گلویم روییده است.. یک نفر اینجا مشت مشت بر تنهایی ام دلشوره می پاشد
حامد*مهدی سابق*
دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم؛ چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم؛ نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم؛ دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است !!...
حامد*مهدی سابق*
نگاهت كردم صدايت كردم نگاهم كردي اما دلت جاي ديگر بود. جرا؟
حامد*مهدی سابق*
من تلخ شده ام قهوه فرانسه بدون شير و شكر فنجان را زمين بگذار بيرون را نگاه كن امشب باران می بارد و تو خيلی زود لای آن بارانی بلند سياه بين آدمها طعم تلخ مرا از ياد می بری!
حامد*مهدی سابق*
يک گره ... دو گره برايت کلاه می بافم.... يک حرف دو حرف برايم قصه مي بافی ! چه اشتراک جالبی من سر تو را گرم می کنم تو دل مرا !