حامد*مهدی سابق*
مرد ها در چار چوب عشق٬ به وسعت غیر قابل انکاری نا مردند! برای اثبات کمال نا مردی آنان٬ تنها همین بس که در مقابل قلب ساده و فریب خورده ی یک زن ٬ احساس می کنند مردند. تا وقتی که قلب زن عاشق نشده ٬ پست تر از یک ولگرد٬ عاجز تر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان سامره. پوزه بر خاک و دست تمنا به پیشش گدایی میکنند اما وقتی که خیالشان از بابت قلب زن راحت شد ٬ به یک باره یادشان می افتد که خدا مردشان آفرید!! و آنگاه کمال مردانگی را در نهایت نا مردی جست و جو میکنند...
حامد*مهدی سابق*
به یه بنده خدا می گن سبز لیمویی رو توصیف کن . میگه: شما آبی آسمونی رو در نظر بگیر . جیش کن روش !
حامد*مهدی سابق*
• معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، ميگويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!
حامد*مهدی سابق*
چه دیر می فهمیم که زندگی همان روزهایی بود که زود سپری شدنش را آرزو می کردیم
حامد*مهدی سابق*
خبر به دورترین نقطة جهان برسد نخواست او به من خسته بیگمان برسد شكنجه بیشتر از این كه پیش چشم خودت كسی كه سهم تو باشد، به دیگران برسد چه میكنی، اگر او را كه خواستی یكعمر به راحتی كسی از راه ناگهان برسد... رها كنی برود، از دلت جدا باشد به آنكه دوستتَرَش داشته، به آن برسد رها كنی، بروند و دوتا پرنده شوند خبر به دورترین نقطة جهان برسد گلایهای نكنی، بغض خویش را بخوری كه هقهق تو مبادا به گوششان برسد خدا كند كه... نه! نفرین نمیكنم، نكند به او كه عاشق او بودهام، زیان برسد خدا كند فقط این عشق از سرم برود خدا كند كه فقط زود آن زمان برسد...+
حامد*مهدی سابق*
رسم بر این نبود
که مرا بگذاری
که رهایم بکنی
رسم بر این نبود
که تو بی من سفر اغاز کنی
دیشبم یاد تو بر خانه ی دل در میزد
لحظه ام تیره و تار
نفسم باز گرفت
پاک دیوانه شدم
تو چرا درد بجانم کردی
تو چرا روی زمن گرداندی توچرا؟؟!!!!
نه سوالی دارم
تو چرا خوابیدی؟
هیچ فکر دل ما را کردی؟
هیچ از من نظری پرسیدی؟
این حریر مهتاب که در او انهمه دنیای من است
انهمه زمزمه و وسوسه وراز من است
جای تو نیست
صبر ندارم دیگر پاسخم ده اکنون
تو چرا خاموشی؟؟ تو چرا خاموشی؟؟!!؟
حامد*مهدی سابق*
عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچویوسف قعر چاه عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست عشق یعنی همچو من دریا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنی یک تبلور یک سرودعشق یعنی یک سلام و یک درود
حامد*مهدی سابق*
سلام...............صبح همگی بخیر
حامد*مهدی سابق*
در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است یک نفر ساده چنان ساده که از سادگیش می شود یک شبه پی برد به دلدادگیش