اما حقیقت را به باد بخشیدم
که در گذر خویش همگان را هشیار کند!!
اما دلم...آه ... دلم
غمگنانه بر مزارآرزوهایم گریان بود!!!
آخر تفاوت میان حقیقت با حقیقت
بسیار بود
حقیقت من رنجباره ی سنگین روزگاری بود
که کوله بارش را
بدرازای عمر ...بردوش میکشیدم!!!
وحقایق... تلخ وشیرین...
در آلبوم یادواره های دیروزم
گاه میخندید گاه تبسمی داشت
گاه نگاهی بود بدون عمق !!!
حقیقت اما ...
عبور لحظه های ممتد عمر بود
که ریزش باران پائیزی را بیاد میآورد
آنگاه که چتر اندوهم بازنمیشد
تا خیس واژه های درد نگردم!!!
سلاااااااااااااااااااااام صبح بخیر بچه ها انشالله که همه سلامت و تندرست به سر میبرین میگن آدم یه بار از یه جایی که خیلی خاطره داره دور بشه خیلی دلتنگه اونجا و دوستاش میشه دومی بار که این اتفاق میوفته خیلی شور اشتیاق اولی رو نداری سومین بار و چهارمین بار که دیگه حوصه ات نمیکشه که برگردی به همون جمع چون خیلی ازشون دور شدی .حاله" الان منم عین همین میمونه که دیگه با چهار بار مسدودی اونم تو دوره ی آخر با 3روز افزایش حال و حوصله ات نمیمونه برگردی"" اینجا دیگه برای 3 یا 4 نفر قابل استفاده شده 1-دست مال . . . 2-خود شیرینی برای . . . 3- خا. . . 4-و اونایی که زیاد دوست دارن با زندگی مردم کار داشته باشن . . .(در ضمن آدم بعضی موقع برای کسی کاری میکنه که ارزشه اونو نداره ای کاش نمیکردم )
شبیه قاب عکس مونالیزا در خانه ی پیرزنی که دندان هایش ریخته است دارم خنده هایم را درمان می کنم خدا را در برق چاقو ها می بینم که برایم چشم روشنی آورده دعای زیر لبی که دستش به بلندگو ها رسید به ادعای غربتش نمی ارزد .... گریه می کنم ، پشت سوراخ کلید... و باز نمی شود / دلی که از دربان ِ تمام مهدکودک ها یتیم تر است برایم از روز های خوبت بگو .... از کتاب هایی که خواندی از تانگو هایی که رقصیدی ... حرف هایت که تمام شد در را که بستم ... میتوانم لُخت شوم دیوار ها هر چقدر هم هرزه باشند به زخم های من / نظری ندارند یا اگر دارند دستشان نمک ِ پاشیدن ندارد .....
تقصیر مادر نیست اگر کودک شب خواب میبیند سریندیپیتی روی مین رفته است بچه ها آنقدر فیلم وسترن میبینند که با پرنده های روی سیم برق دوئل میکنند هفت تیر هم نباشد به سنگی راضی میشوند تقصیر مادر نیست که من از کودکی ، از بلندی میترسم وقتی که میدانم ارزش دکمه های بسته به ارتفاع آن است.... بگذار نانوائی های شهر باتوم خیرات کنند بچه ها فقط هفت تیرهای وسترن را به رسمیت میگیرند گور پدر نان ، گشنگیت را سوت بزن ، سمفونی گشنگان نوبل را هم نگیرد پشت وانت ها همیشه حرف هایی برای نگفتن را به تیراژ بالا چاپ میکنند باور کن این مملکت به راه راست هم برود ، نه صادق ، هدایت میشود نه نازلی به شاملو خیانت میکند نه هیچ مادری بچه ای را فهمیده سقط میکند / چه برسد به تانک ها این مملکت آنقدر مرد دارد که با یک مشت پیاز را به دو نیم کند اصلا مشت پیشکش ، هرچه فریاد دارید سر آمریکا بزنید تقصیر مادر نیست ، او هم نمیخواست من به این دنیا می آمدم از پس که پدر آرزو کرد ....کرد.... کرد. . این واگویه پیشکش مادرانگی هایم ، نسلی که از شب حجله به بعد ، درست خوابیدن را یاد گرفت. . .
دیدم یه دختر اسرائیلی منو add کرده ، اما من تایید نکردم ... . . . . . الله اکبر الله اکبر...! الله اکبر الله اکبر...! الله اکبر الله اکبر...! الله اکبر الله اکبر...! . . . . . . منتظر جوایز نقدی و غیر نقدی و خونه و ماشین و شغل مناسب از مسئولین هستم