هنوز هم عاشقانههایم را عاشقانه برای تو مینویسم.. هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف میزنم.. هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است.. این روزها دیگر پشت پنجره مینشینم و به استقبال باران میروم. میدانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است.. میدانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است، کسی که جز تو نیست بازمیگردد.. میدانم تمام میشود و ما رها میشویم؛ پس بگذار بخوانم: اولین عشق من و آخرین عشق من تویی نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی....
سلام دوستان.. این شاید آخرین پسته من تو ایران باشه!! من دارم میرم امریکا.. واقعاً دلم خیلی واسه ایران تنگ میشه همه چی سریع اتفاق افتاد خیلی سریع... برای خودم هم باورش سخته از همه باید دل بکنم دیگه حرفی ندارم جزء سلامتی و موفقیت شما .... فدای مهربونیاتون... دلم واسه همتون تنگ میشه