حامد*مهدی سابق*
می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم. نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه. می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم.
حامد*مهدی سابق*
منم، منی که دیگر هیچ چیزی را دوست نمی دارم به نشان نا رضایتی از امر تغییر پذیر. نفرت هم نمی ورزم به هیچ چیز به نشان نارضایتی تمام عیار از امر تغییر ناپذیر
حامد*مهدی سابق*
گفتم : تو شـیرین منی. گفتی : تو فرهـادی مگر؟ گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟ گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟ گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟ گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟
حامد*مهدی سابق*
نگاه تو سیب است و من نیوتنی بیچاره ، بی خواب از کشف جاذبه .
حامد*مهدی سابق*
آه ! نفرین بر زناشویی باد! ما این موجودات شریف را از آن خود می دانیم، اما بر هوس ها و سوداهایشان دست نداریم... ... /و با این همه، این مصیبت خاص مردان بزرگ است؛...
حامد*مهدی سابق*
تاریک یا روشن، امروز، روز اول احساس ناب ماست. باور کنیم یا نه، صدامان، اینجا کنار حادثۀ شامگاه ماست. بودیم و مانده ایم، چه با شک چه با یقین، این گام اول راه دراز ماست. هر لحظه، دیدن و شوق و سکوت و آه، با من بمان و بمانم برای تو، این حس عاشقانه ام، از گرمی شماست. عاشق شدیم، ولی بی حضور هم، حالا بیا و نور شو، این صبح منتظر آفتاب ماست
حامد*مهدی سابق*
لب دریا رسیدم تشنه، بی تاب، ز من بی تاب تر، جان و دل آب، مرا گفت : از تلاطم ها میاسای ! كه بد دردی است جان دادن به مرداب