یه جایی تو زندگی هست که با کلی انگیزه و آرزو یهو تموم میشی !! آره تموم میشی مثه ماشینی که بنزینش تموم شده وایمستی دیگه هیچ فرقی نمیکنه چقد با مشت رو فرمون بکوبی!!!...
در آن دور دست بعید که رسالت اندامها پایان میپذیرد و شعله و شور تپشها و خواهشها به تمامی فرو مینشیند و هر معنا قالب لفظ را وا میگذارد چنان چون روحی که جسد را در پایان سفر، تا به هجوم کرکسهای پایانش وانهد .. در فراسوهای عشق تو را دوست میدارم، در فراسوهای پرده و رنگ. در فراسوهای پیکرهایمان با من وعده دیداری بده .. احمد شاملو


#زيبا
12 سال و 11 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 34 دقيقه قبلممنون یلدا جان
12 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 20 دقيقه قبل