دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مهدي مهرافروز

سر به گوش من بگذار و آرام بگو :دوستت دارم !! از چه میترسی؟ فردا دوباره میتوانی انکار کنی...... درباره »
مهدي مهرافروز
مرد - مجرد
امتیاز: 1298

دنبال‌شدگان

(361 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(226 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
438892_WfJtoQ9S.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

غَمگـیـنَـمــــ وَقـتـى هـَمـه ﺟُـفـت هـﺎ تـَنـهـﺎیـیـَمــــ رﺍ بِـه رُخـَم مـیـکـِشـَنـد حـَتـى ﺟـورﺍبـهـﺎیـَمــــ ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
soheila
Montakhab13_037.jpg soheila

کاش می دانستم این سرنوشت را چه کسی برایم بافته… آن وقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمیتوانم فرو ببرم!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

وقـتـے شیــرهــا پـاکـتـے انـد وقـتـے پـلنـگهــا صـورتـے انـد ایـــــــراد نـگیـــــر عـشـق هــا هـم ســاعتـے انـد......

این ارسال را بازنشر کرده است.
soheila
people-19.jpg soheila

عشق هایت را مانند کانال تلویزیون عوض می کنی و با افتخار می گویی عشق برایت این چنین است! و من می خندم به برنامه هایی که هیچ کدام ارزش دیدن ندارند! به تو که فکر می کنم بی اختیار به حماقت خود لبخند می زنم سیاه لشکری بودم در مقابل عشق تو و فکر می کردم بازیگر نقش اولم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
soheila
Montakhab13_012.jpg soheila

بیقرار که می شوم .. تمام قرار هایمان یادم می اید حسی مبهم احاطه ام می کند..در قفسی از اندوه لبخندی تلخ از جنس اشک و باران در خیالم پشت سرت اب می ریزم تا پاک شود هر انچه از تو در خیالم بود.. فراموشت کردم ولی.. در خاطرت بماند قرارمان بی قراری نبود...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مـِـلـפבےܓܨ
521774_526231644087785_1988470611_n.jpg مـِـلـפבےܓܨ

ایـــن بـلـا رو مـــن و داداشـــم هـمـیــشـــه ســـرِ داداشِ کـــوچـیـکـــم مـیــاوردیــــم ... آی کِــــیـف مــیـــداد!! خخخخخخخخخ . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
melika {غریبه!}
melika {غریبه!}

این چه روزگاریست؟؟!!کسی که به تو میگوید : بی تو نفس نخواهم کشید.........در سوی دیگر در اغوش دیگری نفس نفس میزند............!

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهدي مهرافروز
21_20_d0gon.jpg مهدي مهرافروز

@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` یه وقتایی ، لازمه یکی کنارت باشه کاری نکنه‌ ، و حرفی نزنه ها.... فقط باشه.........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بهنام
دخ.jpg بهنام

با دقت بخونيد دختراي ايروني

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بهنام
بهنام

لـــيـــــــــلي ........ به قـــصـــه ي خـــود بـــازگــــــرد....!!! اينـــجـــا مـــجنــــــون بـــا هـــمـــه ي لــــــيلـــي هـــــــــا"محـــــــــــــــرم"اســـت.... بــــــه جـــز لـــيلـــي خـــــــــودش

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

اردیبهشتی سلام @˚•❀• پرنیــــان •❀•˚ یکی به اردیبهشتیا اضافه شد

این ارسال را بازنشر کرده است.
┘◄HΘşᙓᓰŇ
┘◄HΘşᙓᓰŇ

زن عشق مي کارد و کينه درو مي کند... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي...... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج کني... در محبسي به نام بکارت زنداني است و تو... او کتک مي خورد و تو محاکمه نمي شوي...او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي کني...او درد مي کشد و تو نگراني که کودک دختر نباشد... او بي خوابي مي کشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Diba (  مادربزرگ )(✿◠‿◠)
Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

یارو زبونش می‌گرفته، میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟ کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟ یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره. کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟ یارو می گه: بابا دیب، دیب! طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه. اون میآد می پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟ یارو می گه: دیب! رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟ یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره. رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟ یارو می گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟ رئیس هم هر کاری می‌کنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه. یکی از کارمندای داروخونه میآد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره. فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست. رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش. می‌رن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟ یارو می گه: دیب! کارمنده می گه:

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

آنان که عشق را می فهمند عذاب میکشند و آنان که عشق را نمی فهمند عذاب میدهند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهدي مهرافروز
مهدي مهرافروز

یه سوال داشتم از همه ی شما....شما میرید کپی میکنید مطالب رو؟....یا دل نوشته های خودتونه؟

این ارسال را بازنشر کرده است.