دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mehrdad

شوخ و بامزه آدیدی ریا شد درباره »
mehrdad
مرد - طلاق گرفته
امتیاز: 2002

دنبال‌شدگان

(201 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(218 کاربر)

گروه‌ها

(25 گروه)

بازدید

mehrdad
mehrdad

خانمهای عزیز، آیامی‌خواهیدبدونِ ورزش لاغر شوید ایامیخواهیدبدون رژیم گرفتن لاغرشوید؟ . . . . . . . . معلومه که میخواید،اما همچین چیزی امکان نداره. ..

mehrdad
mehrdad

بیخیال این بدبیاری زنده باد عاشقانه!!!

mehrdad
mehrdad

تنها سودی که رشته ی تحصیلیم تا الان داشته این بوده که... . . . . هر بار میرم تو اشپز خونه ، بابام میگه : مهندس یه 2 تا چایی بیار بخوریم

mehrdad
mehrdad

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام من اودمم خوش اومدم بدوید سلام کنید

mehrdad
mehrdad

امروز خعلی ناراحت بودم! بابا بزرگم گفت: چی شده؟ گفتم بابا بزرگ دوستام همه دارن میرن تو افق محو میشن دلم براشون تنگ میشه!!! گفت این که مشکلی نیس! خلاصه رفت از تو صندوق قدیمیش یک سند آوورد... . ... . . . . . . . . . دوستان سند افق بود...! از این به بعد محو شدن تو افق بدون دادن اجاره و اجازه ممکن نیس!!! افقیها نگین که نگفتم!!! جهت اطلاع از چگونگی پرداخت شماره حساب میدم! خخخخخخخخخ

mehrdad
mehrdad

تولد دوست دخترم بود و واسش کادو و یه کارت پستال خریده بودم.. اول نشستم چک نویس کردم اون چیزایی رو که میخواستم بنویسم بعد نوشتم تو کارت پستاله و کاغذ چک نویسرو پاره پاره کردم قشنگ 30 40 تیکه شده بود و نمیدونم چجوری شد یادم رفت کاغذ باطله ها رو بریزم سطل آشغال و موند رو میزم !! رفتیم تولد و برگشتم دیدم مامانم نشسته داره تلویزیون میبینه ... من : سلام مامان گشنمه از شام چیزی مونده !؟؟ مامانم : دیگه از من شام نخواه برو همون ستاره شب های تارت واست شام درست کنه... حالا اون نقطه روشنزندگیت بوده آره ؟! من 28 سال خون دل خوردم تو نره خرو بزرگ کردم نقطه تاریک بودم؟ حتما بابات هم سیاه چالست دیگه !!!؟؟ من : مادر من اینا چیه میگی !! مامانم : برو رو میزت رو ببین میفهمی، بعدشم نــره غــول خیر سرت دانشجویی اونجایی که نوشتی "تو هجم تو خالی قلب من رو پر کردی" حجم با این ح جیمی هست نه با ه دو چشم...! خاک تو سرت !! رفتم تو اتاقم دیدیم نشسته همه کاغذارو با چسب نواری چسبونده به هم کل نامرو خونده !! یعنــی یـه همچیـن مـامـانــی داریــــم مــــــا !!

mehrdad
mehrdad

بهانه ی دخترا: 1 - فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) 2 - من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) 3 - من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) 4 - تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو دوست شدم) 5 - من تو دوستیمون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) 6 - دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر ) ))))),,,

mehrdad
mehrdad

یادمه یه روزی گفتم هر آدمی یه روز مراحم و یه روز مزاحم ولی کاش آدما هیچوقت یه مزاحم نشن کاش که واژه مراحم هیچوقت نقطه نداشت کاش اونی که یه روز میگفت مراحمی عزیزم هیچوقت بهت نگه مزاحمم نشو کاش هیچکسی به خاطر به دست آوردن عشقش یه مزاحم نشه خدایا کاش که کاش های منو میشنیدی

mehrdad
mehrdad

امروز سالگرد عروسی مامان و بابام بود... به بابام میگم اگه زمان دوباره به عقب برگرده دوباره با مامان ازدواج میکنی؟ بابام میگه : اره ولی تو رو به دنیا نمی آوردم !!

mehrdad
mehrdad

از سکوتم بترس... وقتی که ساکت می شوم... لابد همه ی درد دل هایم را برده ام پیش خدا... بیشتر که گوش دهی... از همه ی سکوتم ... از همه ی بودنم... یک آه می شنوی... و باید بترسی... از آه مظلومی که فریاد رسی جز خدا ندارد...

mehrdad
mehrdad

یه شب خوب تو آسمون، یه ستاره چشمک زنون، خندید و گفت: کنارتم، تا آخرش تا پای جون، ستاره ی قشنگی بود، آروم و ناز و مهربون، ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون، اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون، ابری اومد ستاره رو دزدید و برد نامهربون، حالا شبا به یاد اون، زل می زنم به آسمون، دلم می خواد داد بزنم این بود قول و قرارمون، تو رفتی و از خودتم، نذاشتی حتی یه نشون..

mehrdad
mehrdad

ﻭﻗﺘـــﯽ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﻣﯿﺰﺍﺭﯼ ﻻﯾﮏ ﻧﻤـــﯽ ﺷﻪ !.... ﺍﻧـــﮕﺎﺭ ﺳـــﺮ ﮐﻼﺱ ﺗﯿﮑـــﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯽ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﺨﻨﺪﯾﺪﻩ

mehrdad
mehrdad

یکی از دوستان تعریف میکرد من و داداشم خیلی با هم صمیمی هستیم و همیشه با همیم... ولی داداشم همه کارهاشو مثل پاس کردن چک ها تعمیر ماشینش و ... رو میندازه گردن من!!! یه روز با خانواده دور میز ناهار نشسته بودیم و داشتیم ناهار میخوردیم که من برگشتم به زن داداشم گفت ای بابا پس کی بچه دار میشین من عمو بشم دیگه!!! بابام با خنده گفت مهرداد جان اون که دیگه دست داداشته دست خانمش نیست... منم مشغول خوردن بودم گفتم اوووووه اگه به اون باشه که اینم میندازه گردن من!!!! یه دفعه دیدم همه ساکت شدن.... در اپسیلون ثانیه خودمو گم و گور کردم!!!

mehrdad
mehrdad

هی رفیق اگه گشاد گشاد راه میرم . تو شلوارم خرابکاری نکردم آرزوهامونه که تو جیبامون سنگینی میکنه ...... !!!

mehrdad
mehrdad

دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو! دقت کردین!؟