mehrdad
روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری …؟ چرا عاشقم هستی …؟ پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم … دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی .!.!.؟ پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم … دختر گفت : اثبات.!.!.؟ نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم … شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد… اما تو نمی توانی این کار را بکنی … پسر گفت : خوب … من تو رو دوست دارم … چون … زیبا هستی… چون… صدای تو گیراست … چون… جذاب و دوست داشتنی هستی… چون … باملاحظه و بافکر هستی … چون … به من توجه و محبت می کنی … تو را به خاطر لبخندت … دوست دارم … به خاطر تمامی حرکاتت… دوست دارم … دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد … چند روز بعد … دختر تصادف کرد و به کما رفت… پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت… نامه بدین شرح بود …: عزیز دلم … تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم … اکنون دیگر حرف نمی زنی … پس نمی توانم دوستت داشته باشم … دوستت دارم … چون به
mehrdad
آدم واسه دوس پسرش نباید استرس داشته باشه چی بپوشه چی نپوشه !
هیـــــــــــچی هم نـــپوشـــــه ؛
دوس پسرش خوشحال میشه ^_^ )
mehrdad
شخصيت منو با برخوردم اشتباه نگير؛ شخصيت من چيزيه که من هستم، اما برخورد من بستگي داره به اينکه تـــو کي باشي
mehrdad
این ♥♥ رو ♥ روی ♥♥ وال ♥♥ هرکسی که ♥♥ تو را ♥♥ جایی ♥♥ زمانی ♥♥ در ♥♥ زندگیت ♥♥ خوشحال ♥♥ کرد ♥♥ بنویس. ♥♥ این ♥♥ ممکنه ♥♥ شگفت ♥♥ زده ات ♥♥ بکنه ♥♥ اما ♥♥ ببین ♥♥ چند تا ♥♥واست ♥♥ بر می گرده ♥♥. خیلی ♥♥ ممنون ♥♥ واسه ♥♥ اینکه ♥♥ خوشحالم ♥♥ میکنی ♥♥ . این ♥♥ رو ♥♥ روی ♥♥ والم ♥♥ بنویس ♥♥ اگه ♥♥ تا حالا ♥♥ خوشحالت ♥♥ کردم ♥♥..
mehrdad
تو روحت .............................................چه خوب خودم برای خودم جوک گفتم از خنده ترکیدم
mehrdad
از سکوتم بترس... وقتی که ساکت می شوم... لابد همه ی درد دل هایم را برده ام پیش خدا... بیشتر که گوش دهی... از همه ی سکوتم ... از همه ی بودنم... یک آه می شنوی... و باید بترسی... از آه مظلومی که فریاد رسی جز خدا ندارد...
mehrdad
چند روز پیش تو تاکسی صندلی عقب نشسته بودم یه خانومه با پسر ۴-۵ سالش جلو نشسته بود یهو پسره به مامانش گفت مامان یادته اونروز...خونه دایی اینا گوزیدی؟؟ مامان بیچاره یه دفعه سرخ شدو و گفت مرسی اقا ما همین جا پیاده میشیم راننده بدبخت هنوز کامل وانستاده بود زنه در ماشینو باز کردو و یه موتوری اومد در ماشینو سرویس کرد راننده پیاده شد و دو دستی زد تو سرش گفت: خانوم گوزیدی که گوزیدی! منم میگوزم!این اقام میگوزه! زدی ریدی تو در ماشین...!!!!
mehrdad
یه شب خوب تو آسمون، یه ستاره چشمک زنون، خندید و گفت: کنارتم، تا آخرش تا پای جون، ستاره ی قشنگی بود، آروم و ناز و مهربون، ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون، اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون، ابری اومد ستاره رو دزدید و برد نامهربون، حالا شبا به یاد اون، زل می زنم به آسمون، دلم می خواد داد بزنم این بود قول و قرارمون، تو رفتی و از خودتم، نذاشتی حتی یه نشون..
mehrdad
ميدوني قشنگترين لحظه زندگى چي وقته؟ وقتيه که احساس کنى عزيزترين شخص زندگيت فراموشت کرده ولى ناگهان پيامى ميادکه نوشته ،
چون به من توجه و محبت می کنی …
13 سال و 8 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 57 دقيقه قبلچون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی…
نمی توانم دوستت داشته باشم…
تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم …
آیا اکنون می توانی بخندی …؟
می توانی هیچ حرکتی بکنی …؟
پس دوستت ندارم …
اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد…
در زمان هایی مثل الان…
هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم…
آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دارد …؟