*** ❤ مهرناز ❤ ***
هرگاه بر آستانت به گدایی برخاستم، تو را بخیل نیافتم و چون آهنگ تو کردم، هیچگاه تو را گرفته و ناپذیرا ندیدم، بلکه همواره تو را شنوای دعاهایم و رواکننده خواسته هایم یافتم. اکنون دیگربار به تو پناه جسته ام،پس پناهم بده. و از تو امان طلبیده ام،پس دست از یاریم برمدار. گدای درگاه توام،پس محرومم مگردان. دست به دامان تو ام،پس مرا مران. و دعاگوی کبریای توام،پس نومیدم مکن. آمين يا رب العالمين
*** ❤ مهرناز ❤ ***
خــورشيــد را در آغــوش گــرفتــهاي! پــاهــايــت را بــه بــوســههــاي دريــا سپــردهاي! مــوهايت را به دســت نسيــم! چــه خــوش غيــرتــم مــن!
*** ❤ مهرناز ❤ ***
نیروی انتظامی اعلام کرد: هر دختری با مانتو کوتاه ، موی بلند ،ناخن دراز، واه و واه و واه ... پیدا بشه تو کوچه ها، نه فلفلی ، نه قلقلی، نه مرغ زرد کاکلی ، هیچکی باهاش رفیق نشه!!!
*** ❤ مهرناز ❤ ***
در تو صیادی است با آب و دانه و هزار چاقوی تیز و در من حماقتی گنجشک وار که آسوده ام می کشاند بر بام تو
*** ❤ مهرناز ❤ ***
داشتم از این شهر می رفتم صدایم کردی جا ماندم از کشتی که رفت و غرق شد البته این می تواند یک قصه باشد در این شهر دود و آهن دریا کجا بود که من بخواهم سوار کشتی شوم و تو صدایم کنی فقط می توانم بگویم : تونجاتم دادی تا اسیرم کنی ...
*** ❤ مهرناز ❤ ***
زندگي قافيه باران است من اگر پائيزم و درختان اميدم همه بي برگ شدند تو بهاري و به اندازه باران خدا زيبايي...
*** ❤ مهرناز ❤ ***
هیچ وقت شعار نداده ام، که به زور باید لبخند زد! بعضی وقت ها باید تا نهایت آرامش گریست، آن گاه است که تبسمی میهمان لبانت می شود که زیبا تر از رنگین کمان بعد از باران است
*** ❤ مهرناز ❤ ***
دوستی گلدانیست که دمیده است در او تازه گلی چهار فصلش همه سبز، آشتی شاخه او عطری از عاطفه در او جاری، تارش از ململ عشق پودش از مخمل ابر، سینه اش برکه باران بلور بر لب هر برگش نقشی از خنده شیرین بهار بشکند روزی اگر شاخه ای از این گل سرخ دل ما میشکند... دوستی میمیرد , آشتی میرود از خانه ما... میشود پای خزان باز به کاشانه ما...!
*** ❤ مهرناز ❤ ***
هرگاه بر آستانت به گدایی برخاستم، تو را بخیل نیافتم و چون آهنگ تو کردم، هیچگاه تو را گرفته و ناپذیرا ندیدم، بلکه همواره تو را شنوای دعاهایم و رواکننده خواسته هایم یافتم. اکنون دیگربار به تو پناه جسته ام،پس پناهم بده. و از تو امان طلبیده ام،پس دست از یاریم برمدار. گدای درگاه توام،پس محرومم مگردان. دست به دامان تو ام،پس مرا مران. و دعاگوی کبریای توام،پس نومیدم مکن. آمين يا رب العالمين
*** ❤ مهرناز ❤ ***
هیچ کس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد !
*** ❤ مهرناز ❤ ***
همیشه از چشم گذاشتن می ترسیدم و آن روز نوبت من بود چشمهایم را بستم... یک،دو،سه... و باز کردم تو گم شده بودی و من پی تو می دویدم هنوز من بی تو... وقتی پیدایت کنم دیگر چشمهایم را نخواهم بست
*** ❤ مهرناز ❤ ***
در امتداد نگاه تو لحظه های انتظار شکسته می شود و بغض تنهایی من مغلوب وجود تو می شود...
*** ❤ مهرناز ❤ ***
بجای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن، بجای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن، بجای اون متن های تسلیت که فردا برایم می نویسی با یک پیغام کوچک خوشحالم کن، من امروز به تو نیاز دارم نه فردا!