محمدعلی
من میخوام تا صبح thrift shop مالِ macklemore رو گوش بدم
محمدعلی
از بلاهتِ بعضیها خندهام میگیرد. از بلاهت امثالِ «روت»ها و مادر و پدرهای «روت»ها .. حق با «مارتین» است. راستمیگوید. این را کاملا مطمئنم!
محمدعلی
از تو مثلِ بَم ویرونهَم !!
محمدعلی
دِلا دیدی ، ک خورشید از شبِ سرد / چو آتش سر ز خاکستر / برون کرد
محمدعلی
از سردرد چشمام تیر میکشن ، از بیخوابی سرم تیر میکشه / روزِ خوبم شد رَزِ مُهلک !
محمدعلی
بعده اینهمه بارونِ خون بلاخره پیداش میشه رنگین کمون / دیگه از سنگ / ابر نمیشه آسمون ..
محمدعلی
انگار یه دنیا فقط واسه تو آواز میخونده ..
محمدعلی
در یک لحظه، که عقل لطف کرد و به سوی «روت» آمد، به خودش گفت حتما این عشق است. اگر عشق نیست، بسیار شرمآور است. نمیتوانست هم چیزی جز عشق باشد!
محمدعلی
چقد امرزو خوب بود ، از اولِ صبحُ امتحانش تا آخر شبش ! /
محمدعلی
هریک بدتر از دیگر ، شوریده و دیوانه.
محمدعلی
یکمتر و هشتاد و هفت / :O !! ، ادامه بدم تمثیلِ قشنگِ نردبامم ! :))
محمدعلی
میگذره اینروزا از ما ، ما هم از گلایههامون
محمدعلی
اتفاقهای خوبی داره میافته / خوشحالم ! :)