محمدعلی
گشته خیال همنشین با عاشقان آتشین / غایب مبادا صورتت یک دم ز پیش چشم ما
محمدعلی
توسط پیامک
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید / شب را چه گنه حدیثِ ما بود دراز
محمدعلی
هی آمدم بنویسم از عطر بودنت / بغضم امان نداد و شکست در نبودنت ..
محمدعلی
سوال را که پرسیدم ، کافهچی مُرد / زنَک سیگار به دست ، سیگارش را خواباند / بغض کردم ، چشمهایش بارید ..
محمدعلی
شده حرفهای خودشُ به خودت بزنی؟! / حرفهایی که تا چند روز پیش داشتی انکارشون میکردی تا چند روز ، نه! چند ساعت بیشتر باشه .. / نه ، شده؟!
محمدعلی
من آن مرغ ، من آن باز / کنم اندر هوایت بالُ پرواز
محمدعلی
فوارهای رو دیدم ، که هروقت باد میزد بهش صورتت خیس میشد / من با دستم ، صورتتُ پاک میکردم
محمدعلی
در آسمان ملول ، ستارهای میسوخت / ستارهای میرفت ، ستارهای میمرد
محمدعلی
کسی بلده والس برقصه ؟! / خوشبخته !!
محمدعلی
شب سیاه و چشم بیدار / بهار ما گذشته شاید ، بهار ما گذشته انگار ..
چشم ما
13 سال و 5 ماه و 2 روز و 11 ساعت و 11 دقيقه قبلچشم ما
چشم ما
چشم ما
غایب مباد صورتت یک دم ..