امروز از پله ها دانشگاه داشتیم میرفتیم بالا بعد یهو یکی از بچه ها که من اصلا نمیشناختمش بهم گفت استاد یکم میری کنار برم بالا؟بعد من یکم بهش نگاه کردم گفتم باشه اما اگه آشنا بودی بهت میگفتم استاد #عمتهپسره خندید و گفت راحت باشاصلا کلا من ارادتِ خاصی به عمه ها دارم
آره دیگه #علی جمعه س #الهام #نگار اشتب میکنی دیدیگه «همانا لذتی که در صبحانه ی 2 بعد از ظهر هست در هیچ ناهاری نیست » @دریـــا #پری-سا اونا جو گیرن... تازه ما بُنیَمون قوی ِ همه رو با هم پشت هم می خوریم... نگران نباش
دوستان عزيز بر اثر فشار كاري زياد احتمالا اين آخرين شب در كنار هم بودن ماست خيلي خوب بود و خوش گذشت يه مدتي بايد از نت دور باشم و به درسام برسم ....خوش باشيد و اميدوارم به اندازه ي عشق و خوشي هاتون عمر كنيد و به هدف ها ي بزرگ بينديشيد تا هميشه بزرگ باشيد
علي جان خدايي سرم شلوغه ديگه زمان كمي تا كنكورم مونده ميام دنبالر ولي كم بعد درس نيست اما دنبالر هميشه هست......بعدشم من هميشه به فكر دوستاي خوبي مثل شما هستمراستي اگرچه چي؟
مری ... تو خودت اینُ خب میدونی که فقط تو بودیُ سجی و مهلا .. : ) و من هم بخاطر شما اینجام ..
14 سال و 6 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 54 دقيقه قبلاینُ هم خیلی خیلی خوب میدونی که چقدر برا سجی مهمی ! ... واسه من هم همینطور ... خودت متوجه نمیشی ...
اما مری .. مطمئن باش داری اشتباه میکنی ، تو واسه خیلیها عزیزی ... من میدونم که این رو خیلی بهتر از همه میدونی فقط داری خودت رو میزنی به اون راه ..
مری ... ازت خواهش میکنم بمون ..
بیتــا چون مهمم#invis شدی ؟ : )
14 سال و 6 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 13 دقيقه قبلاشتباه پشت اشتباه : | ...
14 سال و 6 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 56 دقيقه قبلاین سایتِ اختراع شده بیتا جان : www.kopy.com
14 سال و 6 ماه و 16 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبلاز این ویز بودنت مطمئنم . . .
بر مُنکرش لعنت .. : )
14 سال و 6 ماه و 16 روز و 14 ساعت و 30 دقيقه قبلهرجور خودت میدونی : )