محمدعلی
بهارش (پاییزش) اینجوری باشه ، نه امسال ، سال من نیستُ ... نمی دونی ... ـــــــــ
محمدعلی
هرجوری میخواستم نشد ، از غم یه ذره ام کم نشد
محمدعلی
دلتو شکسته بودن همه ی قصه همین بودـــــــــ میتونستم با تو باشم مثه سایه مثه رویا ــــــــ
محمدعلی
نبودت مثه کبریتُ ، دلم انبار باروته ه ه ه ه
محمدعلی
قلبِ من از تپیدنش خسته شد ،،، نبضم با زربه های معکوس مرد
محمدعلی
لحظه به لحظه فکر نا امیدی ، این لحظات امونمُ بریده
محمدعلی
منو با یه لبخند به ابر ها کشوندی ـــــــــــ
محمدعلی
کی گفته آخر خطیم ، کی گفته آخر کاریم؟؟؟؟