محمدعلی
و من خیلی از حرفها و کارهایی که زدم و کردم پشیمونم! / با چندنفر دوستی کردم که با کارهایی که کردن زندگیِ دونفرهم و شخصیم رو تحت تاثیر قرار دادن، اذیت شدم. یکیشون که معلومالحال بود. یکی دیگه رو هم که فکر میکردیم دوستمونه! / کاش برگردم به دوسالِ قبل، خیلیکارها رو نمیکردم ..
محمدعلی
مثل تیری توی گلوی سارِ روی شاخه، وسط حنجرهی زندگی گیرم
محمدعلی
مست لایعقلم، لابه لای کلمات، جنونِ بیخوابی
محمدعلی
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
محمدعلی
میگم رازمُ به ستارهی دریای مغرب ,,
محمدعلی
توی تهرانِ قلبِ تو یکی لبهامُ میبافه
محمدعلی
به تاریخ دلتنگی، ثبت نشده
محمدعلی
نه آوایی، نه رویایی، نه دنیایی بیتو مانده به جا، نه میدانی ماجرای مرا، دلِ با درد آشنای مرا.
محمدعلی
میگفتم یادتان هست دستهای شما را شستم؟ و او جواب میداد من که از دنیا دست شستهام
عشق جان مرده را میجان کند /
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 49 دقيقه قبلجان که فانی بود جاویدان کند
راستی، #مولانا نبود جهان چه شکلی میشد؟
ما #سماع رو از کی یاد میگرفتیم؟ #عشق رو چطور؟
بخوانید: [لینک]