محمدعلی
نمیدونم چجور اولین دیدار کجا رُخ داد / کجا دستای ما باهم گره خورد؟!
محمدعلی
شاید در شبِ با تو بودن ابرها در گذر باشند ، شاید ستارهای چشمک بزند
محمدعلی
هر ستاره که شبها میسوزه ، یکیش منم / اون یکی که پا میگیره خودِ خودِ تویی / چشمک بزن ستارهام
محمدعلی
کدوم سوت ، سوتِ قطارِ توئه؟
محمدعلی
یک مَرد که از چشم تو افتاد شکست / مَرد است ولی ، خانهات آباد شکست
محمدعلی
دخترِ بین دستاش قفل بود ، تو زندون بود / چه زندونِ بهشتی
محمدعلی
مثل شُشهای این سیگار / پُر از هندسهی دودم
محمدعلی
خدا توی این شش روز که زمینُ آفرید ، دلتنگی رو هم آفرید
محمدعلی
از این گوشهی شهر تا عطر تو / یه راهه که با یک سفر میرسم
محمدعلی
مترو وقتِ آشنایی نیست ، مترو وقتِ جدا شدنه / وقتی قطار میرسه ، نگاه به ساعتِ روبه رو
محمدعلی
هنوز میخوابم ، هنوز بیداری / هنوز خوشبینی به سبزیِ فردا
محمدعلی
چوبِ جادوت دستِ منه / اما حیف که جادوگر تویی
محمدعلی
شاید که آغازی در انتها باشی
محمدعلی
لبهات خشک شد / ازبس برای من تر نکردیشون
چقد کلماتت قشنگن!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 34 دقيقه قبلمن اینارو تو ذهنم میبافم ، شاید به خاطره اینه که از ساعت25 شب رو تا خاطراتِ مبهمشُ حفظم ..
یا مثلن با فیلمِ کوتاهش شروع کنی، با ببار برایم ادامه بدی ..
آهنگی که خیلی روم تاثیر گذاشت یکی کافهبهشت بود ، یکی آدم یه جاهایی رو مجبوره ، هر دوش تجربه شخصی شدن ، هر دو رو زندگی کردم! البته + مترو !
روزي كه از پارت ِ اول ِ تهران طهران چُرت ميزدم ُ يادم نميره اميرعلي، بعدش يهو رضا مياد .. شُروع ميكنه، پا ميده ترانه ها، زنده باد ميگه به اين عاشقانه ها!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 28 دقيقه قبلرضا ماجراي ِ عجيبيه، خودش ميخونه ديگه من چي بگم! يه سري حرفاي ِ شخصي يه ترانهي ِ خُصوصي.
مث ِ عباس ِ خودمونه؛ معروفي ميگه اگه تن خرج ِ روح ميشود! رضا ميخونه روحمو میشکافم این بار، تا یکي از نو ببافم..
اينا تكرار نميشن علي، داستان ِ فرياد زير آب ُ امشب در سر شوري دارمه!
اوووهووم ..
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 24 دقيقه قبلحرفاش با معروفی تو یه خطه ولی معروفی کجا رضا کجا!
معروفي، معروفي! هوووف داره!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 20 دقيقه قبلاره اره ..
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 10 ساعت و 18 دقيقه قبل